سرخط خبرها
سرآغاز / سخن روز / آیا اپوزیسیون بوی کباب به مشامش رسیده است؟

آیا اپوزیسیون بوی کباب به مشامش رسیده است؟

آیا اپوزیسیون بوی کباب به مشامش رسیده است؟

در دوره های اخیر متد سیاسی ایالات متحده این بوده است که عموما در دوره ریاست جمهوری نامزد جمهوریخواه بواسطه یک جنگ فرامرزی، عمر صدارت در کاخ سفید به دور بعد نیز ادامه پیدا کند و این قانون نانوشته به گونه ای عرفی، همواره در مغز سیاستمداران سراسر جهان به صورت هنرمندانه ای تزریق شده و بعضا به عنوان یک فکت اساسی مد نظر قرار می گیرد.

اکنون با توجه به تحولات پسا جنگ عراق و افغانستان و زمینه چینیها نسبت به مدیریت شرایط جمهوری اسلامی در سالهای اخیر بنظر می رسد اگر رئیس جمهور فعلی امریکا از موقعیت حزب رقیب احساس خطر کند و در جهت تضمین پست خود، جنگ با ایران از شانس بالایی برخوردار است.
حال اگر به رفتار گروههای مخالف و انفعال گرای جمهوری اسلامی نگاهی بیاندازیم به راحتی متوجه می شویم این اشخاص و گروهها که به نوعی نسبت به این متد عرفی در کاخ سفید، شرطی شده اند، با اینکه ایران تحت بیشترین فشارها و تحریمها قرار گرفته است و هر لحظه می رود تا با ورشکستگی اقتصادی به فروپاشی سیاسی هم برسد، چرا این اپوزیسیونها تلاش جدی در واردآوردن فشار مضاعف به جمهوری اسلامی از خود نشان نمیدهند و بیشتر وقت خودرا به رقابت سیاسی، پزدهی تشکیلاتی و کت واک (گربه روی) نمایشی روی آورده اند و از وارد آوردن ضربه های کاری خود داری می ورزند و بدتر از آن به هر ساز وزارت اطلاعات در همنوازی با سایر وزارتخانه های اطلاعاتی دنیا با انعطاف حداکثری می رقصند.

جدا از اینکه چه گروهها و اشخاصی مستقل بوده و یا چه عده ای نیروهای پوست انداز، اورژانسی و یا در آب نمک خوابیده سایر قدرتها هستند، این رفتار « مکش مرگ من» و موزیانه در همه گروههای برجسته بوضوح دیده می شود. براستی علت اینگونه رفتار ها چیست؟ آیا بوی جنگ یا همان کباب به مشام آنها رسیده و سیاست خودرا اینطور تنظیم کرده اند که پس از حمله نظامی به ایران و احتمالا براندازی جمهوری اسلامی، همزمان با داعیه صلح و پایان بخشیدن به جنگ خود را نخود آش کرده تا دایه و قیم حکومت پس از جنگ باشند؟ و آیا رقابت سیاسی کنونی و فراموش کردن ضعف سیاسی-اقتصادی و مدیریتی رژیم، نوعی وقت کشی در دقایق پایانی بازی است تا به قول عمو مانوک کار به پنالتی بکشد؟

بهر حال اینگونه آرایش سیاسی و کفتار گونه را در گروهها و اشخاص مخالفی نظیر اصلاحطلبان،پوست اندازان، ریزشیها، حقوق بشری ها، رضا پهلوی، دولت در تبعید، شورای مدیریت گذار، مجاهدین خلق، ریستارت، فرشگرد، کنگره سنای ایرانیان، سازمان آبان و حتی گروههای قد و نیم قدی که خشونت را ترویج می دهند، به آشکارا می توان دید و آیا این افراد و تشکیلاتشان واقعا بوی کباب جنگ به مشامشان رسیده و برای فضای پس از جنگ دندان تیز کرده اند یا اینکه این رفتار تنها از روی غریزه و به مدد شستشوی مغزی سیاست ورزان کهنه کار آمریکایی است که سبب شده تا ایشان این دکترین «فاخر و پیشرفته» را در پیش بگیرند؟

پاسخ به هر یک از این دو گزینه بخوبی نشان می دهد که نخبگان سیاسی ما چقدر حقیر، واپسگرا، موالی و وابسته بوده و هیچ اراده و یا خلاقیتی در ایجاد حتی یک راه برونرفت از بن بست سیاسی جمهوری اسلامی ندارند و خود را در اتاق فکرهای برجسته جهان مضحکه خاص و عام کرده اند و همین امر سبب گردیده که دولتها و سیاستمداران مسند نشین، براحتی با استفاده از این بازار دستفروشان موالی، سیاستهای خودرا به پیش ببرند تا ایران روزبروز ضعیفتر و عقب مانده تر در جهان دست و پا بزند و راه به جایی نبرد.

شاید در این نقطه بسیاری موافق این مطلب نباشند و برعکس این دکترین را نشانه هوشمندی و سیاست ورزی رهبران مقبول خود بدانند اما پاسخ به این کج اندیشی و اشتباه تاکتیکی بسیار ساده است، و پاسخ جدا از اینکه این تزریق دقیقا مد نظر دشمنان است، این است که تا وقتی مخالفین جمهوری اسلامی در این فریب به سر ببرند و توانایی مقابله جدی با جمهوری اسلامی را نداشته باشند، در این شرایط غرب هیچ احتیاجی به تغییر شرایط و یا بدتر از آن جنگ را نخواهد داشت.
این آقایان گمان می کنند وقتی از تجربه سیاسی صحبت می شود، منظور سرنوشتی شبیه عراق برای ایران در نظر گرفته شده، حال آنکه قضیه برعکس است و این عراق و افغانستان و لبنان و ترکیه هستند که ایجاد جمهوری اسلامی در آنان پس از ایران صورت گرفته است و اینک هم همه چیز دارد خوب کار می کند.

پس آمریکا یا غرب در صورتی که گروههای مخالف در جهت مبارزه و بسیج کردن نیروهای مردمی خطر جدی ایجاد نکنند، نیازی به جنگ ندارد و اساسا اگر عده ای گمان کرده اند غرب خواهان آزادی و دموکراسی در ایران است و رژیمی را که با هزار زحمت و خیانت از دل پادشاهی ایران دزدیده اند و سرکار آورده اند و مثل یک یابوی حمال به هر سمتی آنرا می کشانند و توی سرش می زنند و در واقع تحت کنترل کامل خود دارند، چگونه بخواهند تغییری در آن ایجاد کنند؟

از این روی سرآمدان جامعه ایرانی تا زمانی که به بلوغ سیاسی کامل نرسند و روی پای خود نایستند و در مبارزه انجمن پادشاهی را برای برقراری آیین ریشه ای یاری نکنند، هرگز قادر به جایگیری در مقام دولت آینده ایران نخواهند بود و بزودی جای خودرا به یگانهای تازه نفس بعدی خواهند سپرد.

انجمن پادشاهی همچنان تاکید می کند، گروههای مخالف،  آیین ریشه ای و طرحهای انجمن پادشاهی را بدقت مطالعه کنند و از جایگاه سیاسی فاخر خود در خدمت به ملت ایران در آینده آگاهی یابند و بیش از این وقت و نیروی خودرا هدر ندهند.
پیشبرد مبارزات در پیروی از مشی انجمن پادشاهی ایران تنها راه رسیدن به پیروزی بر اساس تخصص و گفتمان پیشرفته است. ما همپیمانان خودرا ارج خواهیم نهاد همچنان که مبارزه و پیکار با این رژیم اهریمنی را تنها وظیفه خود می دانیم.
اتحاد و یکصدایی با حفظ گفتمان سیاسی مطبوع و ضمانت حفظ امنیت ملی به قصد پیروزی، تنها با برافراشتن درفش کاویانی، اجرای عملیات فتح تهران و اجرای مارش “راه کوروش” برای برقراری قانون اساسی کوروش بزرگ میسر است.
یکدندگی و کجروی از این بیشتر، شما را تباه خواهد ساخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *