سرخط خبرها
سرآغاز / سخن روز / پاسخ به قطعنامه ۳۷۴ کنگره امریکا

پاسخ به قطعنامه ۳۷۴ کنگره امریکا

نمایندگان محترم سنا/ کنگره ایالات متحده امریکا جناب آقاي مك كلينتاك ،آقاي شرمن، اقاي جانسون از جورجيا، آقاي لوتكماير، خانم واگنر، آقاي هرد از تگزاس، اقاي وبستر از فلوريدا، آقاي بروكس از آلاباما، آقاي كارترايت، آقاي وبر از تگزاس، آقاي باد، آقاي مووني از ويرجينياي غربي، آقاي كوك، آقاي لامالفا، آقاي فيتزپتريك، آقاي گروتمن، آقاي ديازبالارد، آقاي استفانيك، آقاي استي يوب، خانم جكسون لي، اقاي ويلسون از كاروليناي جنوبي، آقاي هيگينز از نيويورك، آقاي سنسربرنر، آقاي استورات، خانم لسكو، آقاي كلي، آقاي ريگلمن، آقاي فلايشمن، آقاي گوهمرت، آقاي كرن شاو، آقاي جانسون از اوهايو، آقاي مك كلين لي، آقاي والكر، آقاي نورمن، آقاي هاترلز، خانم ميلر، آقاي پترسون، آقاي آلرد و آقاي برجس

نام شریف شما را به عنوان پشتیبان قطع‌نامه ۳۷۴ دیدم و از آنجا که این قطع‌نامه مدعی است که در راستای منافع و خواسته‌های ملت ایران حرکت میکند، مایل هستم مطالبی را به اطلاع شما برسانم.

 

عالی‌جنابان،

انجمن پادشاهی ایران به همراه همه نیروهای فعال سیاسی نسل جدید، در بدو جنبشهای اخیر ایران از همه آزادگان جهان و همه دول مترقی دعوت کرده است که از مبارزات به حق ایرانی‌ها برای جانشین کردن دیو اسلام، پشتیبانی کنند. ما به همه ملل جهان پیام رساندیم که ایران در حال دگردیسی است و این دگردیسی برای ایران، برای منطقه و سرانجام برای همه جهان سودبخش است. زیرا دلاوران ایران دیو اسلام را برای همیشه در شیشه حبس میکنند و به سوی جامعه واقعاً سکولار پیش میتازند.

 

در این راستا نیز با توجه به تجربیات مبارزاتی پیشین از همه دعوت‌شدگان خواستیم که این پشتیبانی را قربانی دخالت و استفاده جریانهای سیاسی نکنند.

 

این پیام‌ها را همه‌ی دولت مردان جهان شنیدند اما تنها دولت «دونالد ترامپ» و تیم دوراندیش آن بود که توانست در حین یاری رسانی مؤثر به مبارزین نسل جوان پاسارگادی، خود را درگیر بحث‌های داخلی مبارزین ایرانی نکند و اعتبار دولت خود را تا سطح یک گروه‌ سیاسی، پایین نیآورد.

 

عالیجناب،

قطع‌نامه ای را که شما امضا کردید به صورت آشکار همه‌ی درخواست ها و معیار های یاد شده را زیر پا میگذارد و به صورت ناخوشآیندی یادآور سال‌های ۵۷ ایران است. اگر دخالت های ایران ستیزانه سال‌های ۵۷ منجر به تراژدی «جمهوری اسلامی» شد، دخالت ناشیانه امروز شما منجر به کمدی«قطع‌نامه ۳۷۴» شده است.

 

شما میدانید که متن اصلی قطع‌نامه متأثر از بیانیه ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی نماینده «سازمان مجاهدین خلق» است؟ شما میدانید که این خانم و گروه اسلامی/نظامی‌اش بدنام ترین فرقه را در نزد ایرانیان نمایندگی میکند؟

 

در هر دو صورت چه بدانید و چه ندانید، شما وارد مقوله ای شده‌اید که باید پاسخگو باشید.

 

برای اینکه عمق فاجعه برای شما مشخص بشود کافی است یک نگاه کوتاه به سایت اینترنتی «هواداران مجاهدین خلق» در کانادا به نام http://tondar.ca بیندازید. آیا میدانید چرا مجاهدین از نام «تندر tondar» به جای mojahed استفاده میکنند؟ زیرا مردم ایران و به ویژه جوانان ایران در سنین ۲۰ تا ۳۷ سال از نام «مجاهدین» نفرت دارند.  و این تنفرجوانان ایرانی از خود اسلام است آنهم اگر پای زد و بندهای مراکز دولتی و غیر دولتی اسلام دوست در میان نباشد که ما گمان می کنیم این چنین است. خانم رجوی مجبور است نام سایت هوادارانش در کانادا را تندر (که نام دوم انجمن پادشاهی ایران است) بگذارد، زیرا میداند که ایرانی از نام مجاهد، آخوند، اسلام، شیعه و سنی و جمهوری کم توان بیزار است و مبارزات شجاعانه و میهن پرستانه را که از دل تاریخ و فرهنگ پادشاهی کهن ایران بر می خیزد را درست می دانند. آیین بزرگانی همچون کوروش بزرگ که آزادی خواهی و دکترین سیاسی ایشان سرلوحه مجامع بین المللی و حقوقی و از جمله در کشور خود شماست. شاید بهتر بود قبل از چنین اقداماتی به بالای سر خود نگاهی بیاندازید.

در قطع‌نامه‌ای که شما امضا کردید، علاوه بر دوباره مطرح کردن نقطه نظراتی که در جامعه ایرانی دیرزمانی است که حل شده و نسبت به آن تفاهم ملی بوجود آمده، با اصرار خاص و بیمارگونه‌ای به مساله حقوق اقوام ایرانی پرداخته اید و بطور غیر مسئولانه ای شیوه کشوداری را نیز مطرح میکند.

 

مردم ایران پس از قرنها سختی و زخمهای متعدد که به مدد اسلام ننگین بر کشور سایه انداخته بود آنرا پس زده اند و دیگر حاضر به حضور این آرایه در کشورشان نیستند و این همان پایگاه مشروعیتی است که رژیم جمهوری اسلامی از دست داده است و نیروهای متعدد سعی در حفظ آن به هر شکل ممکن دارند چراکه برای آنها سود بخش بوده است و از آن جمله اقداماتی است که قطعنامه ۳۷۴ از نشانه های آن است. ما میدانیم گروههای بسیاری قبل از طغیان مردم در ایران در جهت ایجاد یک شورش و انقلاب ساختگی پیش می روند و با گفتمان دموکراسی، سکولاریسم و یا رفراندوم آزاد با هدف برقراری جمهوری دموکراتیک قصد دارند درها را برای ایجاد یک دیکتاتوری جدید و انحصار قدرت در ایران باز بگذارند که البته تلاشی بیهوده است. ما میدانیم تمامی گروه های سیاسی و امنیتی چه در رژیم جمهوری اسلامی و چه گروه های مخالف رژیم، همگی به طور هماهنگ و خیره کننده ای، نسبت به این قطعنامه چگونه سکوت کردند و از پرداختن به این موضوع گذشتند. ما همه جا را جستجو کردیم و اثری از واکنش ندیدیم که این هماهنگی خود گویای یک صدایی و اتحاد منفعت طلبان جهان سیاست و قدرت در معامله ای است که یک طرف آن تجزیه ایران و ایجاد آشوب های داخلی است و در طرف دیگر حفظ منافع قبلی، سرپوش بر جنایات رژیمی سراپا فساد و حفظ جان و موقعیت دست اندر کاران مربوطه است.

شما میتوانید هر عقیده‌ای در مورد حقوق انسانها داشته باشید اما به هیچ وجه نمیتوانید مردم ایران و بخصوص دختران و پسران کرد را متقاعد کنید که جدا شدن از بدنه ایران به سود آنهاست. زیرا آنها به شما خواهند گفت که پیوستگی اقوام ایرانی هزاران سال پیش از تشکیل ایلات متحده آمریکا شکل گرفته. آنها به شما خواهند گفت که:

از حقوق ملی و مدنی خود صرف نظر نخواهند کرد و ظلم و تعدی رژیم حاکم تروریستی فعلی ایران و همکاری همپیمانان مردم ستیزش در ایجاد انگیزه های تجزیه طلبانه،  آنهارا فریب نخواهد داد .

هیچ یک از مردم ایران از حق سکونت و حق آموزش در هر کجای ایران بدون توجه به نژاد، تیره و دین و فرهنگ صرف نظر نخواهند کرد و هر ایرانی ، خواهان آزادی و ایجاد دموکراسی پایدار برای همه ایران است. به پاسارگاد و همایش گسترده و میلیونی مردم در ۷ آبان (۲۹ اکتبر) و روز کوروش بزرگ نگاه کنید، ایران واقعی آنجاست و مردم ایران همه چیز را فهمیده اند، کوروش بزرگ را صدا میزنند و خواستار بازگشت آن پادشاهی شکوهمند، متمدنانه و البته متفاوت با سلطنت و جمهوریت های ناکارا هستند. حتی اگر دشمنان ایران سکوت پیشه کنند و سعی در انکار این خواسته و این همایش چشمگیر نمایند. ما بر این اساس بی تعارف و محکم پاسخ این اقدام نادرست، غیر مسئولانه و غیر قانونی شما را می دهیم. دموکراسی پیشنهادی شما پیش از برپایی، سکوت، جانب داری خاص و کتمان حقیقت را در پیش گرفته است که دروغی بس بزرگ و شرم آور است.

 

جوانان امروز در ایران آیین ریشه ای کوروش بزرگ را پس از به زیر پا انداختن اسلام ننگین و ضد بشری بخوبی می شناسند و هر ساله کیلومترها برای پاسداشت آن در پاسارگاد صف می کشند، در حالی که بسیاری در کنار رژیم ایران تلاش می کنند خود را به کری و کوری بزنند و راهها را ببندند تا مبادا بر خلاف جریانات فیک و پروپاگانداهای رسانه ای تفاوت ساختاری نهاد پادشاهی در قانون اساسی کوروش بزرگ با سایر شارلاتانیسم های حکومتی برملا گردد که البته تلاشی بی فایده است. قانون اساسی که همه گونه آزادی و رفاه را از آموزش و خدمات پزشکی و بهداشتی رایگان گرفته تا مسکن و آزادی در تمامی سطوح حقوق مدنی و فرهنگی و کرامت انسانی فارغ از تیره و رنگ و نژاد و قومیت و مذهب که جوانان ایرانی از ترک و کرد و بلوچ و عرب، هرگز خود را از این امتیازات محروم نخواهند کرد. امتیازاتی که به مدد پدافند نهاد پادشاهی به نمایندگی از مردم، نهادهای اجرایی را موظف به به برآورده ساختن آنها می کند.

ما بخوبی می دانیم چنین آرایه ای خودبخود دست هرگونه فساد و عقب ماندگی را از جامعه عقب خواهد زد و راه را بر نفوذ اقلیت های فرصت طلب برای آشوبگری های سیاسی، مذهبی، مدنی و حتی ژئوپلتیک منطقه ای خواهد بست. بنابراین نگرانی ها از حیث احساس خطر در بلوکهای مختلف قدرت برای ما قابل درک است که از همین روی اقدام در جهت تصویب چنین قطعنامه هایی را کاری بس غلط، مغرضانه و نوعی مقابله به مثل در جهت محروم ساختن ایرانیان از حقوق واقعی و طبیعی می بینیم که هرگز پذیرفتنی نخواهد بود و تداوم و اصرار نسبت به چنین نگرشهایی قطعا رسوایی های جبران ناپذیری را در عرصه سیاست و تمدن جهانی برای حمایت کنندگان این قطع نامه و نظایر آن در پی خواهد داشت.

 

عالیجنابان،

سرنوشت ایران پشت درهای بسته نوشته نمی شود و با سرنوشت یک کشور و ملت نباید از طریق لابیگری های منفعت طلبانه و نامعلوم بازی کرد. سرنوشت ایران از زبان و قلب جوانان امروز شنیده می شود و قطعا آن چیزی نیست که رسانه ها تبلیغ می کنند. اساسا هیچ کارمند و سیاستمدار بیگانه و پاره وقت حق تعیین تکلیف برای مهد تمدن سیاسی جهان را ندارد.

 

سرنوشت ایران و خواست مردم ایران هزاران سال است بر پهنه تاریخ جهان حک شده و امروز در چشمان تک تک ایرانیان دیده می شود، شما نیز چشمان خود را باز کنید.

 

از سوی انجمن پادشاهی ایران

مهندس جمشید شارمهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *