سرخط خبرها
سرآغاز / سخن روز / هوشنگ امیر احمدی، مأموریتی برای و «تنم»

هوشنگ امیر احمدی، مأموریتی برای و «تنم»


هوشنگ امیراحمدی کسی است که علنا خود را یک «دلال سیاسی» معرفی می‌کند و در گزشته از «بنیاد جورج سوروس» برای پر کردن خلاء دیپلوماتیک بین ایران و امریکا، هزاران دلار پول دریافت کرده تا اهداف این بنیاد را برمبنای تجزیه ایران، به پیش برد.

او پس از مطرح شدن «پروژه شهسواران ایرانزمین» از سوی انجمن پادشاهی، سراسیمه دوباره وارد میدان شده و در کنار فرشگرد و ققنوس مورد استقبال تمامی شبکه‌های دولتی بیگانه قرار گرفته تا طرح کودتای خود را با همکاری عوامل سپاه پاسداران با نام «پروژه سازمانی آبان» به آگاهی عموم برساند. اما از آنجایی که بنیاد «سوروس» و شرکا، خود، پایگاه مردمی خود را از دست داده اند، تلاش می کند از چماقی که «ترامپ» بالای سر رژیم گرفته است برای نیروهای نظامی درون کشور “هویج” بتراشد.

او متخصص امور سیاسی و سیاستمدار ورزیده ای نیست، ولی شاید به هم این دلیل میتواند با رفتار خود، بعضی از زد و بندهای پشت پرده را آشکار کند و یا دست کم آرزوی اربابان پیشین و احتمالا خریداران کنونی خود را روشن بیان کند..

همانگونه که خودش بیان میکند، او تنها یک «دلال سیاسی» است. میگوید آمده‌ام تا سپاه را بخرم. ما میدانیم که او نه بودجه مالی و نه پایه توده ای دارد که بتواند چیزی را جا به جا کند. پس این «دلال سیاسی» به دنبال چه چیزی هست؟ و پرسش مهم تر این است که: آیا نیروهای «انجمن پادشاهی» میتوانند خیال خود را راحت کنند که به واسطه گذشته ضد ایرانی این مجموعه خطری از جانب آن، روند مبارزاتی را تهدید نمیکند؟

با وجود اینکه این بار با لباس سیاسی و با حرفهای وطن‌پرستانه به میدان آمده است نه خود به لباس جدید خود باور دارد و نه کسی از او انتظار میهن پرستی را دارد. مضافا بر آن باید توجه داشت که، راه کارهای معرفی شده از سوی او چندان با موالی های «رضا خواه» و «امتداد طلب» تفاوت ندارد. همقطاران او در جبهه  «رضا خواه» و «امتداد طلب» سالیان درازی است که تنها شعارشان «آزادی ایران به دست بیگانه» است. امیر احمدی در جمع آنان تنها حرفشان را تکمیل و تائید کرده است نه بیشتر. حالا اگر او از سوی متحدین پیشین ترد شده است، چوب صداقتش را میخورد. چون این بیچاره از روز نخست گفت که فقط یک «دلال سیاسی» است.

لحظه‌ای درنگ کنیم و ببینیم امیر احمدی چه مطاعی برای فروش دارد؟

به تظر میرسد که تلاش دارد مامور اصلی تجزیه ایران پس از رضا پهلوی بعنوان «نقشه دوم» PLAN B عمل  کند.

نقشه تجزیه ایران بسیار جدی است و حساسیت جیمزباند امیراحمدی به طرح اعلام شده از سوی انجمن پادشاهی یعنی «پروژه شهسواران ایرانزمین» نشان میدهد که قصد دارد در شرایطی برنامه خودرا پیش ببرد و خلق الله سپاهی را بفریبد که موارد زیر به چشم می خورد:

  •  بیرون نگه داشتن خود از میدان مبارزه با عدم ترویج شورش مردمی برخلاف سایرین.
  • طرح آبان برای جذب نظامیان و کودتا علیه آخوندهای حکومتی نظیر یزدی، روحانی، وزیر اطلاعات، حسین طایب، جنتی، رییسی و دیگران در دودان پسا خامنه ای به نفع خودش (که اینرا توضیح خواهیم داد).
  •  احترام به محمد رضا شاه و کوروش برای حرکت در جهت موج کوروش خواهی به عنوان فضای برتر سیاسی در حال حاضر.
  •  نقد زیرکانه رضا پهلوی برای سبقت نهایی از او و جریان سلطنت طلب.
  • در عین حال ارجاع دادن آراء کنونی به نفع رضا از زبان مخاطبان با استفاده از رای گیری برای مصون ماندن از حملات رضا طلبان و همچنین تحمیق مردم.
  • کوبیدن شورای گذار به بهانه فدرالیسم قومی و البته به موازات آن زمزمه های فدرالیسم ملی.
  • کوبیدن و تحمیق ظریف و روحانی برای تحریک سپاه و حذف رقبا در شرایط کنونی که طی تمام این سالها تمام تنشها و موضعگیری های سیاسی به رابطه ایران و آمریکا برمیگردد، فقط هوشنگ است که دارد این خلاء و پازل گمشده را پر می کند.

پس هوشنگ که خیلی زیرکانه هم از حجمه مخالفین دارد فرار می‌کند و هم وسط کمر مار را گرفته تا هم از آخور سپاه و اصولگرایان بخورد و هم از توبره پادشاهی خواهان، و آنقدر احمق نیست که از سپاه پشتیبانی بخواهد، اینها فقط یک معنی میتواند داشته باشد: همکاری هوشنگ با حزب اللهی ها و ارزشی های ریزشی و برخی بلوطهای اصولگرا در داخل ایران که قبلا و با برنامه ریزی و با پول «جورج سوروس» برای خود اندوخته است، تا نقش پلیس خوب آمریکارا در مقابل ترامپ به عنوان پلیس بد بازی کند. کوبیدن جان کری و اوباما هم پوشش است (این دو دیگر در صحنه سیاسی آمریکا نیستند)  وگرنه طبعات حقوقی برای او دارد که به معنای چراغ سبز امریکاییها نیز هست.

پس احتمال پیروزی این طرح میتواند بسیار بالا باشد به چند دلیل:

  • تجربه واکنش امریکا در عدم حمایت از شورشهای عراق بیخ گوش نظام و سلیمانی برای ترس و جلوگیری از شورش در ایران.
  • کودتای بخشی از سپاهیان و انتخاب هوشنگ بعنوان وزیر خارجه جدید از پیش تعیین شده رژیم جدید ایران بجای ظریف برای دیکته سیاستهای امریکا به دولت جدید ایران و در نهایت تجزیه ایران با کلید زدن فدرالیسم ملی و پرکردن خلاء دیپلوماسی امنیتی بین ایران و امریکا (یادآوری: تمام ماجرای سیاست جهانی حول محور روابط ایران و امریکا میگردد) و گویی همچون عراق به اهدافشان خواهند رسید فقط با یک روش متفاوت.
  • اگر اکنون نیز ارکان کشور در ید سپاه است، بایستی از فراخوان کودتای سپاه با تعبیر بریدن دسته چاقو بدست تیغه چاقو به عنوان یک حماقت یاد کرد و جیمز باند را جدی نگرفت، حال آنکه اینچنین نیست و این پروژه در زمان مرگ خامنه ای معنا پیدا خواهد کرد. سپاه فریب کودتای اورا به سبب ترس از آشوب و بلوا یا نفوذ روحانیت غیرخودی نظیر وحید یا شیرازی در دوران پساخامنه ای خواهد خورد و برای حفظ امنیت خود و برون رفت از تحریمها، خونابه این جیمزباند را سر خواهد کشید و این همانجاییست که تمام این فلکزدگان در تور افتاده باید سیاستهای غیرممکن ایشان را ممکن سازند.

و تمامی این ماجرا با واقعیت سوختن رضا پهلوی آنهم با درصد سوختگی بالا، ادامه روند افتضاحات و بی مسوولیتی های او و تبدیل کانال پهلوی‌ها به تابلو اعلانات مراسم ختم از دست رفتگان، همخوانی دارد.

دشمن نتوان حقیر و ناچیز شمرد.

نبرد سختی در پیش داریم. ما را یاری کنید.

پاینده ایران

 

3 دیدگاه ها

  1. بیننده پویشگر

    با توجه به حوادث آبان چه پیش بینی جالبی کردید ، نکنه شما گوی جهان نما دارید ؟ خخخ

  2. سامان کیوان‌پور

    از هفت خان باید گذشت

  3. درود
    یه تحلیل هم این میتونه باشه که تو دوران محمود ، خصوصا دوره دوم و با اومدن مشایی و یه سری ماجراها از جنس یه سری مرتاضای هندی و … که اخبارش تو نت قابل پیگیری هست اینا فهمیده بودن که ایران تو آینده یه ماجراهایی خواهد داشت تو جهان و خب البته توسط بعضی ایرانیا (همون یادآوری) ولی وقتی تیرشون به سنگ خورد و به نتیجه نرسیدن حسابی کینه ای شدن ، اخه اون کس مغز مشایی میگفت محمد ایرانی بوده ، جنس خوبی حتما میزده اسفندیار، غافل از اینکه تحقیقات کسایی مثل فرود فولادوند و افرادی مثلا سلمان ها یا آرش ها یا کیسیاها یا … و تدوین اون ها ، آینده ایران و ایرانی رو رقم میزنه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *