سرخط خبرها
سرآغاز / سخن روز / پنیر نداریم! ماست ببر!

پنیر نداریم! ماست ببر!

زمانی که نوباوه بودم و تازه آموخته بودم که پول چیست و خرید کردن نان و سبزی از کجا و چکونه انجام میشود، عمه خانم هر از گاهی که قلمی از خوراکی‌ها در آشپزخانه کم میآمد، من را مامور تهیه آن قلم جنس میکرد که از محله به سفارش عمه خانم تهیه کنم و با سرعت به خانه بیآورم.

این وظیفه، هم لذت بخش بود، زیرا احساس بزرگی میکردم و هم اینکه بدون کم و کاست از سوی من و با ملاحظه و نظارت محرمانه بزرگ سالها انجام میشد. همه چیز خوب پیش میرفت غیر از یک مورد. این مورد «علی آقا» بود. ما با علی آقا، بقال سر کوچه خلیلی، همیشه مشگل داشتیم. این علی آقای ما دیدگاه ویژه‌ای نسبت به جهان کسب و کار داشت. هرگاه که از علی آقا مثلا یک قالب پنیر لیقوان میخواستم و او نداشت میگفت: «پنیر نداریم. ماست ببر!». و بلافاصله در باره محسنات جنس جایگزین سخنسرایی میکرد. و هر چقدر میگفتم: «علی آقا، عمه خانم گفته پنیر میخواهد، نه ماست» گوشش بدهکار نبود.

امروز با کناره گیری دو بنیانگذار گروه پژوهشی ققنوس برای من روشن شد که سیاست «پنیر نداریم. ماست ببر!» علی آقا تا چه اندازه در رضاخواهان گسترده و فرا گیر است. و تا چه اندازه تبدیل به جهان‌بینی دربارک این شاهزاده شده است.

تقریبا همه فعالیت‌های او در ۳۰ سال گذشته برهمین اساس استوار بوده که بی لیاقتی خود را و نداشتن اراده کافی برای براندازی رژیم اسلامی را پنهان کند و این خواست ملی و انسانی ایرانیان را با طرح های من درآوردی جایگزین نماید. از این رو فعالیت های او همه بی نتیجه بوده است. در این مدت شما حتی یک طرح را نمیتوانید پیدا کنید که دست کم موجب آبروریزی نشده باشد. موفقیت پیش کششان.

اگر هنوز شک دارید بگذارید همین آخری را وارسی کنیم:

یک سال پیش در چنین روزهایی «گروه پژوهشی ققنوس» با هدف اعتبار دادن به شاهزاده بی اعتبار، اعلام موجودیت کرد. در هنگام تاسیس این مجموعه، بنیانگذاران قول همه چیز را به هم میهنان دادند به جز قول تشدید مبارزات. دیگر حتی از «مبارزات مدنی بدون خشونت» هم به ندرت سخنی برده شد.

این طرف جوانان میهن در اشتیاق مبارزه برای آزادی میهن هستند. و آن طرف شاهزاده و «ققنوس» ش، پروژه آبیاری، تحویل میدهند.(البته ای کاش پروژه‌ای تحویل میدادند و به حرف زدن پیرامون آن بسنده نمی‌کردند!).

پیش از آن گروه «فرشگرد» قرار بود وجهه مبارزاتی برای شاهزاده بسازند. نساختند! نتوانستند بسازند! «فرشگرد» پس از هزینه کردن همه امکانات مالی و تبلیغاتی، هنوز در کانال‌های «تلگرام» و «تویتر» اسیر مانده است. در صورتی که میتوانستند در زمینه پروژه‌هایی مانند «فتج تهران» با تندر همراه شوند و برای رژیم اسلامی خطر آفرین باشند و دست کم اینگونه به اشتیاق جوانان پاسخ دهند.
این طرف جوانان میهن در اشتیاق مبارزه برای آزادی میهن هستند. و آن طرف شاهزاده با «فرشگرد» اش مشغول تبلیغ مبارزات مدنی کم رمق.

پیش از «فرشگرد» باز قرار بود مجمع دیگری به نام «شورای ملی» عصای دست این شاهزاده باشد. سرنوشت «شورای ملی» نیز از روز نخست با برداشتن علم مبارزه با نیروهای برانداز آشکار شد. این شورا نیز با مدیریت مستقیم شاهزاده جز سر خوردگی و ناامیدی برای جوانان مشتاق مبارزه نتیجه دیگری نداشت.
این طرف جوانان میهن در اشتیاق مبارزه برای آزادی میهن هستند. و آن طرف شاهزاده با این شورا و بی برنامگی مطلق.

بقیه طرح ها و «اقدامات ملوکانه» را در اینجا فقط نام میبریم. «بیانیه ۱۶ ماده ای»، طرح «۶۰ میلیون دات-کام»، طرح بی خاصیت «امروز فقط اتحاد» و طرح «رفراندم»، که هر کدام از آنها برای سرگرم کردن افکار جوانان در زمانهایی که امکان خیزش از سوی جوانان میرفت با بوق و کرنا به صحنه آمدند و با هم آن سرعت نیز از صحنه خارج شده و فروکش کردند.

تخصص او در استمرار شکست خودی ها ست.

هم آن گونه که ماست نمیتواند جایگزین پنیر شود، رهبری مبارزات آزادیبخش ملی نیز نمیتواند با ناتوانترین فرد ممکن در صحنه سیاسی ایران تعویض گردد.

کوبنده تندر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *