سرخط خبرها
سرآغاز / سخن روز / آیا «۷ آبان» تک و «روح الله۲» پاتک است؟

آیا «۷ آبان» تک و «روح الله۲» پاتک است؟

در این چند روز که دولت اسلامی ایران مشغول اجرای «کامپاین تبلیغاتی زم» است اکثر رسانه های فارسی زبان ایرانی و بیگانه  از استاد فرود فولادوند نیز نام میبرند و عموما نیز کنار کشیدن وی را از صحنه تبلیغات رسانه ای نتیجه توانایی و قدرت رژیم اسلامی و سربازان اسلام میشمارند.

از جمله این خبرگزاری ها رایو فردا است که همآنند صدای آمریکا هنوز زیر نظر بچه سید های فرستاده شده از تهران اداره میشود.

احسان مهرابی در مقاله ای با فرنام «چهار عملیات «فریب» جمهوری اسلامی؛ از فرود فولادوند تا روح‌الله زم» کوشش میکند مقام استاد فولادوند را تا سطح سه بچه سید دیگر  پایین بیاورد. این سه نفر را در این نوشته جهت راحتی بیان «سه کاندید مقایسه» مینامیم.  در اینجا اجازه بدهید بدون اینکه وارد ارزش‌گذاری این چهار«فریب» بپردازیم به صورت ساده تفاوت رفتار بنیاگذار انجمن پادشاهی ایران را با سه نفر دیگر بیان کنیم.

یکم) فرود فولادوند دست کم یک سال پیش از اینکه سفر خود را آعاز کند (یعنی از ماه اکتبر ۲۰۰۶ میلادی به بعد)  در تمام رسانه ها (بخصوص تلویزیون انجمن پادشاهی ایران به نام  یور- تی – وی) هدف ترک کردن اقامتگاه خود در لندن را به سوی ایران رک و روشن نه تنها اعلام کرد بلکه سایر شخصیت های سیاسی را نیز به همسفری دعوت میکرد.هر سه دیگر کاندیدهای بررسی،  پیشاپیش سفر خود را اعلام نکردند. نه مدحی و نه عبدالمالک ریگی و نه زم، پیش از سفرشان چیزی در رسانه ها نگفتند. حتی دوستان و همکارانشان معمولا از سفرشان بی خبر بودند.

دوم) پر واضح است، زمانی که رهبر یک تشکیلات برانداز هدف خود را پیشاپیش با صدای بلند بیان میکند، آن فرد و تشکیلات مربوطه اش،  به اندازه کافی تدارک امنیتی و اقتصادی  برای اجرای آن هدف میبیند. این سنت انجمن است: «کاری را که نمیتوانیم اجرا کنیم اعلام نمیکنیم». فرود فولادوند تنها سفر نکرد. آخرین همراهانش که جزو معتمدین او بودند به نام «الکساندر ولی‌زاده» با نام سازمانی « کورش لُر» با تبار ایرانی -آلمانی و «ناظم اشميت» با اسم سازمانی « سيمرغ» با تبار ایرانی/آمریکایی همراه او ماندند. آقای احسان مهرابی به دلیل بی اطلاعی اش تابعیت این دو همراه را وارونه گزارش میکند و سیمرغ را آلمانی تبار و کورش را آمریکایی اعلام میدارد.

فرود فولادوند بدون برنامه حرکت نکرد. سناریو سفر به اختفا، کاملا طراحی و با موفقیت ضریب بالایی اجرا شد. مخارج این سفر که نزدیک به سه ملیون دلار و کمی بیشتر  تخمین زده میشد پیشاپیش گردآوری شده بود. کاروان فرود فولادوند دارای دو دستگاه تلفن ماهواره ای از دو شرکت متفاوت بود که استاد از آغاز تا پایان سفر، یعنی تا ۱۷ ژانویه ۲۰۰۷ میلادی،  ایستگاه به ایستگاه موقعیت سفرخود  را برای ماهواره «تلویزیون یور-تی-وی» رله میکرد. مخارج یکی از آن تلفن ها دقیقه ای ۱۷ دلار در هر دقیقه بود که بخشی از تجهیزات رادیو تندر بود.

خوب حالا توجه کنید و از خود بپرسید که کاروان سفر مدحی کجا ماند؟ آیا از نیت سفر عبدالمالک ریگی، کسی خبر داشت؟ عبدالمالک ریگی اشتباه کرده بود که در اردوگاه خود، با صدای بلند گفت، آیین ریشه ای انجمن پادشاهی ایران را میپسندد.

«زم» را اصلا نمیپرسیم زیرا میدانیم که او همآنند مدحی جزو سناریو حاکمان است و نه سناریو  مبارزان. هر سه کاندید مقایسه رادیو فردا،  در یک لحظه از خواب بیدار میشوند وغافل‌گیرانه خود را در بند میبینند.

سوم) پس از دستگیری آن سه کاندید مقایسه، هیچ اتفاقی مهمی در روند مبارزاتی و خطی آنها  رخ نمیدهد. اما در جبهه فولادوند پس از ۳ ماه تازه مبارزات رزمی انجمن، با انفجار در حسینیه رهپویان وصال شیراز، با شدت و خشونت لازم این نبرد آغاز میشود.

در پایان این  رژیم اسلامی است که غافل گیر میشود. نه فولادوند. فولادوند با جنبش تندراینجاست.

یک دیدگاه

  1. اصلا مقایسه این سه نفر با استاد اشتباه هم رزم ریگی ورح الله ومدحی جزو مهره های فریب خورده وسوخته برای اربابانشان بودند ولی استاد سیمرغی هست که از درون اتش مبارزان تندر بر میخیزد واین رژیم باطل را به نقطه پایان میرساند
    پاینده ایران کوبنده تندر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *