هم میهنان گرامی، دختران و پسران ایران،
به این وسیله به شما دلآوران ایران زمین، یادآوری میکنیم که شاهزاده «رضا پهلوی» از ما نیست. او هیچ گونه ارتباط سازمانی و یا همسویی فکری با «انجمن پادشاهی ایران» را ندارد. «انجمن پادشاهی ایران» بر اساس سنت شش هزار ساله، پس از این که مشخص شد، شاهزاده رضا پهلوی نه میخواهد و نه میتواند وظیفه ولیعهدی را اجرا کند، از سوی استاد «فرود فولادوند» فرا خوانده شد، تا در نبود پادشاه وظیفه پدافندی ایران را به عهده گیرد.
در محافل هواداران پادشاهی در ایران، جمعی از مبارزین جوان میپندارند و گاه به گاه نیز، آرزوی منطقی خود را تبلیغ میکنند که گویا «انجمن پادشاهی ایران» زیر مجموعه ای از رضا پهلوی است. این برداشت نادرست است.
انجمن پادشاهی ایران چندین بار به احترام پدر، شاهنشاه آریامهر و و پدربزرگ، رضا شاه بزرگ از وی به عنوان یادگار خاندان پهلوی (و نه میراث دار پهلوی) در مقابل حملات طراحی شده از سوی دولت اسلامی بر علیه فرهنگ پادشاهی دفاع کرده است و در مراحل مختلف مبارزاتی به او فرصت کافی داده است تا نقش تاریخی یک پادشاه را در خدمت به مردمش ایفا کند. اما او هر بار با پشت کار وصف ناکردنی در مقابل روند مبارزاتی ایران ایستاده است. تا جایی که:
- او نخستین کسی است که در مقابل قوانین پادشاهی قد علم کرده است و با بی حرمتی فزاینده، قوانین پیشرفته کورشی را با قوانین جمهوری مقایسه میکند. در حالی که انجمن پادشاهی میگوید: ایران باید از دستآوردهای فرهنگ خود سود بجوید و نمیتوان از یک سو به گذشته ایران بالید اما نظام پادشاهی را کتمان کرد . شاهزاده ای که تفاوت پادشاهی از نوع ایرانی آن را با جمهوری های پیزوری، نمیداند نمیتواند از ما باشد!
- او نخستین کسی است که میگوید: ایرانی حق ندارد برای به دست آوردن خواسته های خود در میهنش تبلیغ و ترویج کند. او همه چیز را در اقتدار رفراندمی میداند که از سوی قدرت های بیگانه برگزار میشود. در حالی که انجمن میگوید: این حق و وظیفه ماست تا برای استقرار پادشاهی در ایران و برای بازگشت ایرانی به هویت خود بجنگیم. انجمن میگوید در ایران پادشاهی تنها یک رفراندم جهت گزینش پادشاه از میان بهترین فرزندان ایران چه دختر و چه پسر برگزار خواهد شد. کسی که نوع حکومت و در نتیجه آینده ایران را در ید قدرت بیگانه میجوید، نمیتواند از ما باشد!
- رضا پهلوی، بنا به اظهار نظرهای پی در پی خود، دغدغه پادشاهی را ندارد. او بیشتر به فکر آینده «روحانیت» مسلمان و سرنوشت «افراد غیر فاسد» در سپاه و سایر ارگانهای سرکوب و قهریه دولت اسلامی است. در حالی که انجمن پادشاهی میگوید: دولت شاهنشاهی ایران حقوق افراد را در داشتن مرام و دین پاس میدارد. اما اجازه ندارد از یک نهاد دینی و مسلکی در مقابل نهاد و حزب دیگر پشتیبانی کند. دولت شاهنشاهی ایران یک دولت سکولار واقعی است. در این دولت، نه کلیسا و نه حوزه علمیه و نه اوقاف حق ویژه خواهند داشت. کسی که از هم اکنون دلواپس آینده دشمنان ایران است، نمیتواند از ما باشد!
- رضا پهلوی واقف است که مردم از « روحانیت» مسلمان نفرت دارند و واقف است که امکان قتل عام این هرزه های ایران ستیز توسط مردم زجر دیده موجود است. اما او بر خلاف انجمن، اعتمادی به توانایی جوانان تربیت شده در فرهنگ آریایی ندارد. کسی که ابر فرهنگ ایران را «افراط گرایی» و بازگشت به هویت ملی را «نژاد پرستی» میخواند، چگونه میتواند از ما باشد؟
- او استفراغ موسسات بیگانهای مانند «سوروس» را هورت میکشد و میگوید: «همه مبارزاتی که با خشونت به پیروزی میرسند تبدیل به دیکتاتوری بعدی میشوند». این یک دروغ آشکار است. زیرا «ایالات متحده آمریکا» با جنگ مسلحانه استقلال خود را به دست آورد و امروز یکی از بزرگترین جوامع دمکراتیک جهان است. کشورهای فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، پرتقال با جنگهای پارتیزانی و پادشاهی های اسکاندیناوی، بلژیک، هلند، سویس و خود ایالات متحده آمریکا و بریتانیا با جنگ های کلاسیک اما بسیار خشن در جنگ جهانی دوم بر دیکتاتوری «ناسیونال سوسیالیست» هیتلری آلمان پیروز شدند و هیچ کدام آنها تبدیل به دیکتاتوری بعدی نشدند. اما در عوض میبینیم، آلمان هیتلری با انتخابات آزاد به قدرت رسید و نه با خشونت و ایران اسلامی نیز در کمال آرامش در رفراندم تبدیل به دیکتاتوری اسلامی شد. آیا رضا پهلوی این واقعیات را نمیداند؟ آیا او نمیداند که شیوه مبارزه هیچ ربطی به نتیجه مبارزه ندارد و این تنها نیت و اهداف کنشگران یک جامعه است که خصوصیت دولت آینده را تشکیل میدهند؟ او چرا عامدانه دروغ میگوید؟ چرا به کار بردن خشونت علیه آخوند که کیان ما را به نابودی کشیده است، از دیدگاه او گناه است؟ کسی که دروغ میگوید و عامدانه خاک به چشم جوانان میهن میپاشد نمیتواند از ما باشد!
- شاهزاده رضا پهلوی مسلمان است و نمیتواند با اسلام اهریمنی در ستیز باشد. او نمیتواند هم به «وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ» اعتقاد داشته باشد و هم یک پادشاهی سکولار غیر اسلامی را پایه گذاری و پدافند کند.
شاهزاده رضا پهلوی به اندازه کافی وقت و امکانات داشت تا لیاقت وتوانایی خود را در خدمت به مردم و پیش از همه به مبارزین نشان دهد. او حتی نتوانسته است یک گروه کوچک از هواداران خود را در کنار همدیگر بنشاند. نام وی در سطح سیاسی کشور مایه تفرقه است و نه وحدت، نام او مایه آبرو ریزی و خنده محافل جدی مبارزاتی قرار دارد. از این روی او به هیچ وجه «رضا شاه دوم» نیست. بلکه رفتار، گفتار و کردارش همانند «ظاهر شاه دوم» است که در لباس پادشاهی بنیان پادشاهی افغانستان را آتش زد.
در این بیانیه تنها شواهد و دلایلی ذکر شد است که مورد تایید ایشان هستند. ما در مورد تهمت ها و شایعاتی که از سوی ایشان بی پاسخ گذاشته شده است، مانند حضور ایشان در سفارت کشور قلابی «جمهوری آذربایجان» و یا دریافت ۳۰۰ ملیون دلار از عربستان، چیزی نگفتیم.
انجمن پادشاهی ایران طی یک نامه رسمی از وی خواسته است که بیش از این سد راه مبارزین نشود و نام نیک خاندان پهلوی را آلوده نکند. پیشنهاد ما به شاهزاده رضا پهلوی این است که پیش از دریافت نامه رسمی از سوی انجمن پادشاهی ایران موضع گیری شتاب زده ای انجام ندهند و گام بعدی را خوب بسنجند.
پاینده ایران، برقرار آیین ریشهای و کوبنده تندر
۲۳ امرداد ۶۳۸۲ شاهنشاهی (۱۳۹۷ معا.)
از سوی انجمن پادشاهی ایران
جمشید شارمهد