سرخط خبرها
سرآغاز / سیاسی / «حماسه سیاسی» و یا آمادگی برای نوشیدن جام زهر

«حماسه سیاسی» و یا آمادگی برای نوشیدن جام زهر

مراسم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی به پایان رسید. پیام «غلط کردم» سران و رهبر جمهوری اسلامی به گوش جهانیان رسیده است،  اما مشکلات این رژیم نه تنها یر سر جای خود باقی مانده اند، بلکه با گذشت زمان دایره این مشکلات و گرفتاری های آن افزایش نیز میابد.

همآنگونه که در برنامه های رادیویی پیش از انتخابات پیشبینی و بررسی کرده بودیم روی سخن این نمایش بیشتر قدرت های بیگانه یعنی پشتیبانان غربی این رژیم بود. پیام سر فرود آوردن رژیم اسلامی در این نمایش انتخاباتی در مقابل قدرتهای غربی که در ثبات این رژیم تردید دارند و به وحشت افتاده بودند این است که: رژیم از میان،  راه ادامه سیاست «شاخ و شانه کشیدن» و یا به زبان خودشان «تقابل» و راه همسویی برای گرفتن ضمانت همکاری یا به زبان خودشان «تعامل» در لحظات آخر دومی را به امید خریدن وقت برگزیده است. دادن چنین پیامی از سوی رژیم درمانده و مفلوک اسلامی  یک پیروزی برای جنبش ملی ایران‌خواهی است و یک شکست بزرگ برای دشمنان مسلمان ایران. این رژیم اکنون علیرغم میل خود و با زور مردم به گوشه رینگ رانده شده است و از آن گوشه نیز خلاصی پیدا نخواهد کرد. شادی جوانان در خیابانها پس از اعلام انتصاب روحانی کاملا به جاست و نشانه این پیروزی.

jashne-rohaniرژیم اسلامی برای اجرای این نمایش علاقه ای به حضور مردم نداشت و با حذف کاندید های اصلاح طلب و عدم دلجویی کافی از رانده شدگان از دایره حکومتی به هم آن تعداد ۱۰ تا ۱۲ ملیون کارکنان دولتی و جیره خواران خود بسنده کرد. گزارشات مستقل یاران انجمن چه در ساعات نخست و چه در ساعات پایانی این مراسم این تعداد شرکت کننده را تایید میکند. گزارشات از میزان مشارکت بر خلاف جنجال تبلیغاتی رسانه های بیگانه غربی مانند رادیو فردا و صدای آمریکا و بی-بی-سی، حاکی از این بود که حتی از نظر فنی به دلیل ادغام، انتخابات شوراهای شهر و ریاست جمهوری در هر حوضه انتخابات  در هر ساعت تنها ۲۰ نفر میتوانستند رای بدهند.

تمایل به سیاست «خرید وقت» به دلیل روشن نبودن جانشین برای رژیم اسلامی از سوی غربی ها نیز تنها گزینه موجود میباشد. آنها نیز همآنند مردم ایران با ناباوری و بی اعتمادی به این روی کرد اجباری رژیم نگاه میکنند و آنرا نشانه ضعف میدانند و منتظر ضعف بیشتر و «دولا شدن» بیشتر آن هستند.

جالب ترین صحنه ای که گویای فلاکت رژیم میباشد از سوی  خبرنگار «صدای آمریکا» بود که ناخواسته نشان داد شد. در این گزارش آقای فرنودی در جمع رای دهندگان در شهر لندن قرار داشت. وی در حالی که از رای دهندگان میپرسید «آیا به کشور رای میدهند یا به نظام» (اشاره به پیام ملتمسانه خامنه ای) فراموش میکند که بگوید آنها در مقابل سفارت پاکستان قرار دارند و نه سفارت ایران. زیرا رژیم قادر نیست حتی مناسبات عادی دیپلماتیک خود را با کشور دوست و آخوند پرور انگلیس پا بر جا نگه دارد و باید مراسم انتخابات را در سفارت کشور پاکستان (که حافظ منافع ایران در انگلسنان است) برگزار کند.

غربی ها وقت به اندازه کافی دارند، اما رژیم ندارد. گذشت زمان لحظه به لحظه بر این رژیم فشار میآورد و او در دیگ بخار قرار دارد. تحریمها هم اکنون دست و پای رژیم را گرفته است و حرکتهایش را کند کرده است. این تحریمها تنها ممکن است از سوی کشورهای کوچک و گرسنه اروپایی اندکی ملایم تر بشود اما برداشته نمیشود. کشورهایی که هم اکنون نیز با  روابط غیر مستقیم بانکی-اداری، قوانین تحریم های اقتصادی را دور میزنند. کشورهایی که ادامه تحریمها به ضرر آنها هست. از نظر غربی ها، بازی های اتمی باید عملا کنار گذاشته شود، پشتیبانی از تروریسم باید عملا کنار گذاشته شود، دایره نفوذ ایران در منطقه باید محدود شود، تا غربی ها شاید رژیم را پشتیبانی فعال کنند. پشتیبانی ای همآنند سال های آغازین جمهوری اسلامی.

اکثر ناظران بین المللی این تغیرات را بعید میدانند و با وجود جبهه قوی ضد رژیمی و ضد اسلامی، استواری این رژیم را محال.

اما در جبهه داخلی نیز،  تعداد مبارزات مدنی و اعتصابات افزایش خواهد یافت. حقوق کارمندان به هر صورت باید پرداخت شود. یارانه ها باید پرداخت شود. رژیم در این جبهه نیز فرصت بازی های دیپلماتیک را ندارد. زیرا مردم نیز خواستار تعییرات واقعی و عملی هستند.

علاوه بر مشکلات قدیمی سیاسی اقتصادی، با فرار رژیم به گوشه «مدارا جویی» و «اصلاح طلبی» توقع جوانان را نیز افزوده است و دایره درخواستهای اجتماعی را نیز گسترش داده است. جبهه مبارزات مدنی قوت بیشتری خواهد گرفت و نیروهای برانداز دامنه بیشتری را در اختیار خواهند داشت.

تحلیل گرانی که همصدا با رژیم، انتصاب «حسن روحانی» را به عنوان رییس جمهور،  آغاز یک دوره ۸ ساله  ثبات رژیم میدانند و مراسم این انتخابات را نشانه قدرت رژیم، و نه ضعف آن میدانند، واقعیات جامعه را نمیشناسند. زیرا «حسن روحانی»، «خاتمی» نیست و دوران، دوران «خاتمی» نیست. از نظر این تحلیل گران، چه آنهایی که از سوی بیت رهبری فرستاده شده اند و چه آن «چوخ بختیار» هایی که خارج از کشور کنگر خورده و لنگر انداخته اند، هر اتفاقی که در کشور رخ دهد یا توطئه بیگانه هست و یا توطئه رژیم اسلامی، و آخوند هنوز قادر است  مردم را گول بزند.

احتمال اینکه رژیم سیاستهای خود را در زمینه داخلی تغییر دهد بسیار ضعیف است. از این رو سیاستهای انجمن پادشاهی نیز تغییر زیادی نخواهد کرد. سیاست اصلی ما کماکان تشکیل و گسترش انجمن ها، یارگیری و سازمان دادن مبارزات و تقویت آنها و از همه مهم تر در هم شکسندن قدرت قهریه رژیم یعنی سپاه و بسیج است.

این رژیم نه راه پیش دارد و نه راه پس. هر گونه عقب نشینی او از سوی ما بهره برداری خواهد شد. از همه ایرانیاران دعوت میکنیم که موقعیت مناسب مبارزاتی را درک کنند و برای براندازی این رژیم و مبارزه واقعی، به ما بپیوندند.

پاینده ایران، برقرار آیین ریشه ای و کوبنده تندر.

2 دیدگاه ها

  1. حاجي مارمولك

    حماسه ك..ر — ك..ر حماسه ساز — مقام معظم تناسلي

  2. درود،
    من این وقت ها اخبار را دنبال نمی کنم. به دلیل محدودیت امنیتی که اینترنت دارد و پارازیت روی ماهواره که بیشتر وقت ها بود. اما چیزی که در مورد انتخابات است و قضیه بو دار است و در رادیو از آن صحبت شود…

    چند ماه پیش اسراری رو شد در مورد رابطه نزدیکان فرخ نگهدار با باندهای اقتصادی رژیم و در آن زمان فرخ نگهدار مقاله ای نوشت در مورد این که خاتمی قرار است بیاید و میلیون ها نفر نیروی اجتماعی را جذب کند و بر اندازی خواهان را به تمسخر زیاد گرفت و آمدن خاتمی و انتخابات را به موجی تشبیه کرد که به ساحل بر اندازی خواهان می رسد و قلعه های شنی را خراب می کند.

    از آن جایی که فرخ نگهدار چهره بسیار منفوری است که حتی کسانی که ما مزد بگیر دشمن می شناسیمشان جرات نمی کنند به طور علنی از او حمایت کنند و این استفراغ نوشته ها در حد وبسایت شخصی اش باقی ماند.

    در اصل آمدن شخصیت بی عرضه ای مانند خاتمی نه تنها برای بر اندازی خواهان ترسناک نبود بلکه خنده دار بود. محمد خاتمی را حتی سبز مذهبی ها به عنوان شخصیتی می شناسند ضعیف که در لحظات حساس عقب نشینی کرده و از سال 88 اصلاح طلبان قدیم دو شاخه شده اند که سبز مذهبی ها عمدتا قانون اساسی را این طور که هست راهگشای مشکلات نمی دانند.

    بی بی سی فارسی از هر طرف که توانست در مشروعیت بخشیدن به این انتخابات کوشید. در هر حال عده ای که در انتخابات شرکت نکردند خیلی هم زیاد بودند و جای خشنودی است که با وجود این که رژیم این قدر مردم را خوار و تحقیر کرده و با وجود تبلیغات وسیع داخل و خارج (صدا و سیمای رژیم و بی بی سی) خون های ریخته شده در سال 88 را فراموش نکرده اند. به هر حال عده زیادی از مردم هستند که خود را به خواب زده اند و فکر می کنند ذره ای کم شدن فشار اقتصادی بر اثر برداشته شدن تحریم ها فرق زیادی ایجاد خواهد کرد این ها رفتند رای دادند و باید پذیرفت در این حجم بمباران اخبار غلط و رواج پوچ گرایی و تبلیغات ضد ملی گرایی که همان بی بی سی نیز دست بالایی در آن داشته افراد جوان که تحصیلات و تجربه ندارند به صندوق های رای کشیده شوند.

    این وقت ها افراد زیای در فضای فیس بوک می نویسند حسن روحانی هم کاری نمی تواند برای مردم انجام دهد و این هم یک بازی است و یک سوپاپ است.
    ولی این که رییس جمهور جدید کاری برای مردم نمی تواند و نمی خواهد هم انجام دهد یک حقیقت است و من هم یادتان باشد در سال 87 پیش بینی کرده بودم کسی میانه رو مانند محسن رضایی را در نظر دارند و در اصل باز گشتیم به 4 سال پیش که شما می گفتید «موسوی هم رای بیاورد با اوضاع فعلی مجبور است مانند احمدی نژاد باشد. » و این سخن حکیمانه و آگاهانه ای بود و با توجه به وضعیت توزیع قدرت در رژیم و نقش سپاه و این که آن ها حاضر نیستند از آن چه دارند کوتاه بیایند می شد به آسانی نتیجه گرفت که بازی طوری چیده نمی شود که مردم در آن برنده شوند.

    شب پیش از انتخابات هم برنامه میزگردی را در شبکه انگلیسی زبان الجزیره نگاه کردم که مصاحبه شونده ها افراد نزدیک به رژیم بودند از جمله هومن مجد لابییست معروف و تلاش شد در برنامه های الجزیره حرفی از جنبش سبز به میان نیاید و نقش خامنه ای را کمرنگ نشان دهند.

    مشکلی که اکنون وجود دارد این است که این میان یک عده میمون را داریم که جشن گرفته اند و دارند بیش از حد عرض اندام کرده و چهره کریه خود را به نمایش می گذارند و بالا و پایین می پرند و آن ملی مذهبی ها و طیف های خایه مال رژیم مانند فرخ نگهدار که در آغاز اشاره به آن کردم این ها هستند و این اظهار نظر ها که مردم برنده شدند و فضایی دارد باز می شود و رو به دمکراسی داریم می رویم و هنوز شعشعه دمکراسی و آزادی را در خامنه ای می بینند.
    ملی مذهبی ها مانند پیشینیان خود نهضت آزادی که خمینی را به عنوان عامل آزادی به مردم در سال 57 قالب کردند و مردم را فریب دادند، ملی مذهبی ها دارند عکس حسن روحانی را روی ماه می برند.

    آنها دارند روی حال به هم زن و کریه خود را با یاوه های ضد ملی و خائنانه در بوق و کرنا می کنند و البته پس از چند ماه که مردم دیدند خبری نیست آن ها هم خفه می شوند و به سوراخ می روند. همان طور که پس از شکست اصلاحات خاتمی به سوراخ رفتند و همان طور که پس از انتخابات 88 در سوراخ رفتند و تلاش کردند با سبز بازی خود را مخفی کنند و پاسخی هیچ گاه ندادند پس این حرف ها که زدید چه شد ؟ البته آن ها ترسی ندارند از این که حرف بزنند. چون بی شرم هستند و در ضمن بی بی سی و رژیم به آن نیاز پیدا خواهند کرد.
    در اصل آن ها مانند آخوندها عمل می کنند. همان طور که آخوند می گوید من از اسرار دین و راه سعادت و رسیدن به بهشت خبر دارم و شما مسلمانان باید از من پیروی کنید آن ها نیز بدون هیچ مقدمه و سابقه قابل قبولی خود را سیاستمردان کار کشته می دانند و ژست استاد دانشگاهی به خود می آیند و مانند آخوندها یک مشت مغلطه در این رسانه ها تحویل مردم می دهند.

    حالا این همه گفتم که بگویم در چه وضعیتی هستیم. حسن روحانی فردی است نزدیک به هاشمی رفسنجانی و کم حرف. من این را می دانستم. انگار که خامنه ای خواسته از دوست قدیمی اش رفسنجانی یک دلجویی کند.

    حسن روحانی چند کار انجام می دهد:
    1-عوض کردن مدیران دوره احمدی نژاد یعنی همان کسانی که احمدی نژاد به اسم خودی بودن در همه جای دولت پخش کرد. در اصل حسن روحانی از طرف خامنه ای مامور شده نوعی «احمدی نژاد زدایی» انجام دهد.

    2- انتظار داشته باشیم افرادی نزدیک به علی فلاحیان در وزارت اطلاعات دست بالا پیدا کنند

    3- در کنار ملی مذهبی ها که برای خام کردن مردم به کار برده شدند لابییست هایی مانند هومن مجد و تریتا پارسی به زودی به شدت به کار گرفته خواهند شد برای کمرنگ نشان دادن نقش رهبر رژیم در تصمیم گیری ها
    رهبر رژیم نیز هماهنگ با تلاشها بیشتر در پرده بماند و غیر مستقیم حرف بزند.

    4- همان بازی کردن نقش سوپاپ که البته این بازی قدیمی شده ولی در صحنه تبلیغات چند ماه بر اندازی خواهان را به طرف انزوا فشار دهند

    5- آزاد شدن فرزندان هاشمی رفسنجانی از زندان و باز گشتن شماری از مهره های او به دولت

    6- مهم ترین و آخرین: سر هم آوردن مساله اتمی و مبادله کردن آن با سوریه. البته هم سیاست های اتمی رژیم شکست خورده و هم بشار اسد رژیمی است غیر قابل تحمل برای کشورهای مختلف. اما به طور فیزیکی بشار اسد و حکومت و ارتشش وجود دارند. اما بمب اتمی وجود ندارد. پس آن چه به دست نیاوردند را حاضرند کنار بگذارند و آن چه هست را حفظ کنند.

    پیروز و سر بلند باشید
    پرساوش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *