سرخط خبرها
سرآغاز / پرسش و پاسخ / هوشنگ رادخو کیست و چه میگوید؟

هوشنگ رادخو کیست و چه میگوید؟

یکی از دشمنان سرسخت اما بی اهمیت و قدیمی تندر – انجمن پادشاهی ایران  آقای هوشنگ رادخو است که با وجود اینکه زمانی از هواداران پروپا قرص استاد فرود فولادوند بوده است، اما امروز همه آموزه های او را زیر پرسش میبرد تا جایی که آشکارا استاد فرود فولادوند را یک دروغگو و در کار خود ناتوان یاد میکند. وی ساکن آمریکا است و در سال ۲۰۰۳ میلادی با آغاز پخش برنامه های تلویزینی انجمن پادشاهی از طریق رسانه «یور تی-وی» همآنند بسیاری از ایرانیان مهاجر متوجه برنامه های روشنگرانه استاد فرود فولادوند میشود. علاقهمند به برنامه های استاد میشود و تصمیم میگیرد یک بار با فروش بیمه بازنشستگی خود کمک مالی‌ای به این رسانه بکند. وی در این علاقهمندی یک سویه و همیاری مالی، خود را شریک برنامه انجمن احساس میکند. قالبا در هنگام پخش برنامه ها و در ساعات آخر برنامه شامگاهی به روی خط استاد میرود و در تایید گفته های استاد نیز صحبت میکند. برای نمونه اگر استاد فولادوند در برنامه شامگاهی خود میگفت که «اکنون هوا گرم است»، وی در تایید میگفت که «استاد گرامی. هوا نه تنها گرم است، بلکه هم آنگونه که میفرمایید خیلی هم گرم است». این گونه گفتگو ها هیچگاه از حد «خط تلفن» کانال‌های آزاد فراتر نمیرود و ایشان هیچگاه جزو برنامه سازان رسانه‌ی انجمن نبوده است. ناشایستگی وی و مزاحمت وی در برنامه های تلویزیونی به جایی رسیده بود که حتی در یکی از برنامه های تلویزیونی  که استاد فولادوند در راه به سوی ایران پخش میشد آشکارا به او ناسزا میگوید.

 

مشاهده این برنامه

 

{در این فیلم از دقیقه ۵:۲۰، هوشنگ به تلفن همراه  یاران زنگ میزند و اعتراض میکند که چرا او را به بازی نگرفته اند. کورش لر میپرسد: «چی شده هوشنگ خیلی آتیشی شدی امشب!؟» استاد میگوید: «عصبانی نشده سوخته، آتیش گرفته بدبخت.»} نخستین بار در سال ۲۰۰۷ با همکاری «مهران صدری» که کوشش میکرد تلویزیون «یور-تی-وی» را بدون انجمن پادشاهی برپا نگه دارد به روی تصویر آمد و مدعی شد که او «به استاد فرود فولادوند درس شهامت را داده است». این گفته وی به اندازه ای خشم هواداران استاد فولادوند را برانگیخت که این تلویزیون بلافاصله بسته شد. اندکی بعد مدعی شد که برای ملاقات با فرود فولادوند به مرزهای غربی ایران سفر کرده است. اما واقعیت این بوده که سفر او تا دیدار دخترش در آلمان پیشتر نرفته است. هرزه گویی های او تا اندازه‌ای بود که هواداران انجمن پادشاهی به او لقب «هوشنک مشنگ» را دادند. وی بر خلاف آنچه که در محدوده اینترنتی «فیس بوک» ادعا میکند هیچگاه سمت و یا وظیفه سازمانی نداشته و از سیاست های داخلی انجمن و یا حتی اخلاقیات فرود فولادوند اطلاعی نداشته و ندارد. وی هیچگاه و در هیچ موردی با اطلاعات و مسائل داخلی انجمن درگیر و آشنا نشده است. با آغاز فعالبتهای «رادیو تندر» وی این رادیو را ساخته و پرداخته رژیم اسلامی میداند. و همآنند همتای دیگر خود «رزیتا منطقی» سوگند یاد میکند که اطلاعات دقیق دارد که مدیر این رادیو، یعنی کدبان جمشید شارمهد، عضو سپاه پاسداران است و همچنین میگوید دردانه فولادوند خواهر کوچک فرود فولادوند و از فعالین تندر که از آغاز فتنه اسلامی در ایران با استاد فولادوند و والاگهر شهریار شفیق در ایران همرزم بودند، فرستاده رفسنجانی است. هنگامی که یاران از او مدارک و دلیل طلب میکنند وی انکار میکند که چنین ادعایی را کرده است. در سال ۲۰۰۸ میلادی با اوجگیری مبارزات انجمن پادشاهی و اقدامات خشونت آمیز در چهاچوب جنبش «تندر» و بویژه  پس از انفجار حسینیه شیراز و به درک فرستاده شدن بسیجی ها وی به کنسرت لجن پراکنی و دشمنی با «تندر» میپیوندد و تحت نفوذ و هدایت ماموران وزارت اطلاعات در خارج از کشور و متحدین طبیعی دشمنان انجمن پادشاهی، اصلاح طلبها و سلطنت طلبها، با سیاستهای انجمن پادشاهی به صورت علنی به مخالفت میپردازد. در سالهای اخیر با درک اینکه مبارزه با رژیم اسلامی و کسب اعتبار در بین جوانان مبارز تنها با دروغ گویی، گنده گویی و خالی بندی در «فیس بوک» امکانپذیر نیست، دست به سر هم کردن تئوری های خنده داری مانند «مانیفست انجمن پادشاهی ایران» که بیشتر شباهت به مشق شب عید کودکان دبستانی دارد، زده است. وی سند «آیین ریشه ای» را که پیشنهاد پیشنویس قانون اساسی از سوی انجمن پادشاهی است را «رمان فولادوند» مینامد و مدعی است سند ۴ برگه او تمام نیازهای آینده ایران را پاسگوست. وی حتی مدعی شده است که برای نوشتن این «مانیفست» اساتید دانشگاه های معتبر جهان با وی همکاری کرده اند. اما تا کنون از این اساتید نامی نبرده است. http://youtu.be/vH_V700L7l0 {در این برنامه رادیو تندر ماهیت «مانیفست» آقای رادخو که چیزی جز قانون ولایت فقیه نیست بررسی میشود.»} وی در گفتگو با یاران تازه پیوسته به انجمن جوری وانمود میکند که انگار هر روز صبح با «کورش کبیر» صبحانه میخورد و چای و قلیونش را با «بابک خرمدین» صرف میکند. در پاسخ به این پرسش که شما آیا ادامه دهنده هم آن «انجمن پادشاهی» ای هستید که فرود فولادوند بنا نهاد، دو گونه پاسخ دارد. در مقابل یاران پر سابقه انجمن میگوید: خیر من انجمن پادشاهی خودم را فرا خوانده ام. و در مقابل جوانان علاقهمند به فولادوند که به اندازه کافی با مواضع و تاریخچه انجمن پادشاهی آشنایی ندارند میگوید: من از زیر پیراهن فولادوند به او نزدیکتر بودم و تنها ادامه دهنده راه او هستم. وی همآنند همتای دیگر خود «رزیتا منطقی» به عنوان پایگاه های ستیز علیه موازین راستین انجمن پادشاهی ایران از سوی دشمنان ایران مورد بهره برداری و پشتیبانی قرار میگیرند. هر کدام به شیوه های دروغگویی، جعل مواضع انجمن پادشاهی ایران به جبهه دشمنان خارجی و داخلی ایران یاری میرسانند.دوستان آنها تئوری پردازان و چهره های سرشناس رسانه ای ضد انجمن پادشاهی مانند «میبدی»، «نوری‌زاده» و اکیپ ملی مذهبی «صدای آمریکا»، «بی بی سی فارسی» و … میباشند. دلیل پشتیبانی دشمنان انجمن، از هوشنگ رادخو بیشتر از این روست که به خود وعده میدهند که او به شیوه بسیار زننده ای میتواند اعتبار نام «انجمن پادشاهی ایران» را از بین ببرد. این نوشته گزیده‌ای از پاسخهایی است که به یاران جدید انجمن پادشاهی ایران داده شده است.

2 دیدگاه ها

  1. سیاوش گرامی؛ این یک مبارزه بر علیه هوشنگ رادخو و یا رزیتا منطقی نیست؛ تنها برای آگاه داری است. گویی گروهی نام پر افتخاری را که مایهٔ دلگرمی و اعتماد است بر محصولی تقلبی ( مانند محصولات تقلبی چینی) بنهند و موجبات بی اعتمادی نسبت به نام و به لجن کشیدن آنرا فراهم سازند.

    از آنجایی که هر بار یاران جدید از ما میپرسند که این افراد چه کسانی هستند ما مجبور هستیم پرونده سیاه این افراد را در جایی مانند این بخش سایت تندر نگهداری کنیم و در صورت پرسش یاران تازه پیوسته، این محل را به آنها رجوع دهیم. از این رو نگران نباشید آنها به هیچ وجه توان ما را در مبارزه نمیگیرند.

  2. اگرچه مبارزه با افرادی چون هوشنگ رادخو و رزیتا منطقی که یا مزدوران رژیم هستند و یا نا آگاهانی دیوانه، امر مطلوبی است، اما از دیدگاه من انرژی یاران و هواداران انجمن پادشاهی شایسته است که در راه مبارزه مسلحانه در درون کشور گذارده شود. همانگونه که استاد فرود فولادوند همیشه تاکید داشت، رژیم تازی پرستان ضد ایرانی حاکم را تنها با مشت و گلوله می توان از خاک پاک آریا بوم بیرون کرد و مردم ایران را یکبار و برای همیشه از اهریمن اسلام و تازی پرستی رهایی بخشید.
    باشد که خون همه ی تکاوران و مبارزان راه رهایی ایران درخت شکوه و فر پادشاهی (و نه سلطنت!) را آبیاری کند و باشد که قدر همه ی جانفشانی ها در راه آزادی و استواری آیین ریشه ای دانسته شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *