سرخط خبرها
سرآغاز / رادیو تندر / جمشید شارمهد / یا زندگی با عزت یا مرگ با شرافت

یا زندگی با عزت یا مرگ با شرافت

جنبش مقاومت مردم ایران پنجشنبه شب با دو انفجار پی در پی نزدیک به ۳۷ قلاده از پاسداران را به درک فرستاده و بیش از ۱۵۰ قلاده دیگر را زخمی کردند. خبرنگاران مستقل تعداد کشته شدگان را تا مرز ۵۰ کشته برآورد کردهاند.

این عملیات در روز پاسدار و شب تولد حسین تازی در مقابل مسجد جامع شهر زاهدان در خیابان آزادی اجرا میشود. در این عملیات دو تن از دلیر مردان بلوچستان به نامهای محمد ریگی (معروف به جنید جان) و عبدالباسط ریگی (معروف به اسلام جان) جان خود را از دست میدهند.

ساعت نه و بیست دقیقه آزادمرد، عبدالباسط ریگی خود را به میان پاسداران رسانده و با انفجار نخست، دهها تن از پس مانده های تازی را به هلاکت میرساند و پس از آن که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی منطقه را به محاصره خود در میآورند، محمد ریگی نوجوان، خود را به میان جمع نیروهای امنیتی و نظامی رسانده و با انفجار دوم دهها تن دیگر را به درک واصل میکند.

رژیم همآنند همیشه در هنگام شکست تلفات خود را مردم عادی معرفی میکند. اما تا کنون هیچ گزارشی مبنی بر تلفات از مردم عادی در دست نیست. حتی علی عبداللهی، معاون امنیتی وزارت کشور نیز میگوید: در انفجارهای شب گذشته زاهدان، تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران شرق کشور کشته شدند و تکه های بدن آنها به اطراف پراکنده شده است.

رژیم اسلامی پس از دادن امتیازهای نفت و گاز و بخشش دارائی های مردم گرفتار ایران به پاکستان و با همکاری بخش القاعده ای جندالله، برای به دام انداختن امیر عبدالمالک و ادعای درهم کوبیدن جنبش مقاومت مردم ایران در مقابل این عمل دلآورانه درمانده است و دارد زخمهایش را میلیسد.
هم اکنون نیز منوچهر متکی همآنند یک دلقک در کریدورهای سازمان ملل به دنبال «عوامل خارجی» این انفجار زوزه میکشد. اما اینبار پس از ادعای نابودی جنبش، غیر از حسین اوباما و خانم کلینتون کس دیگری برای مرگ پاسدار اشگ نمیریزد. خانم کلیتون با کرشمه های دیپلماتیک سران رژیم را به همکاری در «مبارزه با تروریسم» دعوت میکند و عمل دلآورانه فرزندان ایران را به صورت غیر مستقیم نوعی قدرت آمریکایی وانمود میکند و بچه آخوندها هم با هم آن آهنگ تئاتر خنده آور «شهرام امیری» را رها کرده و مراتب کرنششان را جهت همکاری در کنفرانس کابل در گوش اربابان غربی خود زمزمه میکنند.

این دو جوان کشته شدند زیرا بقیه مبارزین اجازه میدهند صحنه مبارزه تبدیل به تئاتر های دیپلماتیک غرب و آخوند بشود. زیرا کج اندیشان و کارچاق کنهای بیگانه، میخواهند صحنه مبارزه تبدیل به نمایش «صدای آمریکا» و «بی بی سی» بشود. سیاستمداران کهنه کار که تا کنون در باره همه چیز تحلیل میدادند و وانمود میکردند که از پس همه چیز اطلاع دارند تنها به پخش خبر انفجار اکتفا کردند و پس از آن در وحشت اینکه نکند انگ «تروریسم» به آنها بخورد خفه شده اند.

دلآور عبدالباسط ریگی معروف به اسلام جان

اگر میخواهید بدانید مبارزه واقعی چیست زندگی این دو جوان را مطالعه کنید. در زمانی که دشمن مشخص است، در زمانی که دوست مشخص است و در زمانی که راه مشخص است، همه بحثهای دیگر نقش ثانوی دارد.

عمل دلآورانه این دو جوان بلوچ چرت سه دسته را پاره کرد:
نخست سران رژیم از خواب خوش پرانده شدند و فهمیدند که هزینه کردن میلیونی و میلیاردی نیز نمیتواند آینده آنها را تضمین کند. و اگر هم در پشت در های بسته (مثلا ۶ ماه دیگر) به توافقهایی با دول غربی و یا شرقی برسند، معادله مردمی چیزی نیست که خریدنی باشد.
دومین دسته که چرتش پاره شد، اصلاح طلبهای خوش باور و «اپوزوسیون» نمایشی آن از مجاهد تا سلطنت طلب بودند که در سال پیش عامل دست جوانان ایران شده بودند و هم سن و سالهای جنید و عبدالباسط آنها را رهبری میکردند. این دسته واقعا فکر میکردند و شاید هم هنوز نیز فکر میکنند که غیر از یکی دو محفل اروپایی و یا شاید آمریکایی کسی روی آنها حساب میکند. آنها فهمیدند که اگر هم رسانه های بیگانه میدانی به آنها داده اند از پس نیروی جوان ایران بر نخواهند آمد و هر آنچه آنها ببافند نیروی پیشرفته و ایران خواه پنبه خواهد کرد.

سومین دسته قدرتهای غربی هستند که بیش از یک سال است از نیروی جوان ایرانی تو گوشی میخورد. هم آن توگوشی ای که پدران و مادران ما ۳۰ سال پیش از غربی ها خورند. امروز دیگر نمیتوان با چند خودفروخته و یکی دو رسانه پر قدرت کنترل فکری جوانان را در دست گرفت.

جوانانی مانند جنید و عبدالباسط را نمیتوان کنترل کرد. میتوان به آنها انگ تروریستی زد. میتوان آنها را در بدترین شرایط زندگی و مبارزاتی قرار داد. میتوان آنها را زندانی کرد. میتوان آنها را کشت. میتوان با یاری شیعه آنها را سنی خواند. میتوان با یاری اصلاح طلب، سلطنت طلب و مجاهد و چپ فرنگی آنها را تندررو خواند. اما جنید ریگی و عبدالباسط ریگی را نمیتوان خرید. آنها را نمیتوان کنترل کرد. آنها را نمیشود در محاسبات غربی و شرقی قرار داد. زیرا آنها فرزندان امیر عبدالمالک ریگی هستند و زیرا آنها خود ایران هستند.

برنامه رادیو تندر ۲۷ تیر ۶۳۷۴ برابر با ۱۸ ماه ژولیه ۲۰۱۰

شرکت کنندگان در این برنامه: جمشید شارمهد، گژدم و دکتر اعتمادی.
[1], [2], [3], [4], [5], [6], [7], [8], [9], [10], [11]

لینک این برنامه در سرویس اینترنتی [vimeo]

لینک این برنامه در سرویس اینترنتی [USTREAM]

یک دیدگاه

  1. بسیار عالی است امید وارم همچون گذشته واقعیتها را منعکس نمایید. موفق و کامیاب باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *