سرخط خبرها
سرآغاز / سیاسی / بیانیه ها / گاف صدای امریکا پیرامون انجمن پادشاهی ایران

گاف صدای امریکا پیرامون انجمن پادشاهی ایران

از پرساوش:

روز سه شنبه، نگرنده ی یک شوی مسخره در برنامه ی صدای امریکا بودیم، که دو تن را به برنامه دعوت کرده بودند و دروغ های آشکاری را درباره ی انجمن پادشاهی، و شخص جمشید {مدیر رادیو تندر} مطرح کردند. یکی از اینها شخصی بود به نام رامین احمدی و دیگری همان «رزیتا» ی معروف بود که من به تک تک این ادعاهای دروغ پاسخ می دهم، نه بر مبنای طرفداری من از انجمن پادشاهی، بلکه بر مبنای حقیقتی که وجود دارد، و بسیاری از شما هم این حقیقت ها را می دانید و فهمیدنش کار سختی نیست. من هم با حوادثی که پیش آمد بر آن شدم که تعصب نسبت به شخص و گروهی نداشته باشم تا از جانب حقیقت دور نشوم و بدانید اگر از شخص یا گروهی دفاع می کنم همه نگرانی من مردم ایران هست که در سیطره ی ضحاک ها و اهریمنان قرن 21 جان و هستی خود را از دست می دهند.
نخست به شما نشان می دهم چه قدر مردم ما مظلوم هستند، رسانه های بیگانه از جان مردم ما چه می خواهند وغربی ها به دنبال چه می گردند.
ما می بینیم که اسناد، تصاویر و مدارکی مانند فیلم کشته شدن خانم ندا آقا سلطان چه قدر مورد سو استفاده ی رسانه های بیگانه و در راس آنها صدای امریکا قرار می گیرد و این رسانه ی بیگانه در این مدت چند ماه برنامه های خود را با فیلم ندا آغاز می کرد و با مساله ی اتمی رژیم به پایان می برد و کوشش در القای این داشتند که دست دادن حسین اوباما با احمدی نژاد به حل مشکلات مردم ایران و مساله ی حقوق بشر می انجامد با این که اصلا چنین نیست و تا کنون تنها چیزی که درباره ی آن به رژیم اسلامی فشار آورده نشده است همین مساله ی حقوق بشراست. این تنها سخن من نیست، همه ی رزمندگان راستین راه آزادی میهن چنین نظر مشترکی دارند. از یکی از بچه های چریکهای فدایی اقلیت نقل می کنم که گفته بود: «غربی ها مدت هاست که مساله ی حقوق بشر ایران را فراموش کرده اند. نگاه کنید که سازمان های حقوق بشری در جریان کشتارهای سال 67 هیچ کاری نکردند.» و چه قدر مردم ما و شهدای ما مظلومند، و تا کنون هیچ فیلمی به اندازه ی فیلم صحنه ی کشته شدن خانم آقا سلطان مورد سو استفاده قرار نگرفته است.

تحریف تاریخ به دست دلقک های دربار کاخ سفید

به برنامه ی دروغ پراکنی صدای امریکا بر گردیم. حال یکی از این دلقک های دربار کاخ سفید به نام رامین احمدی که گویا فعال حقوق بشر هست می آید و می گوید «انجمن پادشاهی» و «مجاهدین» در حاشیه هستند. خوب می خواهم از ایشان بپرسم، اگر ما در حاشیه هستیم، پس لابد شما وسط و مرکز مبارزه هستید؟ مردم دارند عکس تو را مانند خمینی بالا می برند دارند می گویند «رامین احمدی»؟ درباره ی مجاهدین، ما گفته بودیم که حرکت اینها هم سو با منافع مردم ایران نبوده بلکه در بسیاری از موارد نادرست بوده، ولی انکار نکردیم که مجاهدین عملیات هایی که انجام دادند سنگ بنای پاسدار کشی گذاشت. آیا شما می خواهید تاریخ را تحریف کنید؟ آیا اصلا در حدی هستید که بتوانید در تاریخ ایران دستکاری کنید؟ آدم هایی مانند شما که مخالفت با جمهوری اسلامی را موجبات کسب موقعیت های اجتماعی و زد و بندهای خود کرده اید و با ما که از جان خود می گذریم و ما را «حاشیه» می خوانید هیچ شباهتی ندارند، بلکه دشمن مردم ایران هستند و ما در آینده آن قدر امثال شما را افشا خواهیم کرد تا برای همیشه جرات نکنید خود را نشان دهید و حرف بزنید. افراد گنده تر از شما بودند که از روی غرض ورزی به دروغ پراکنی پرداختند، و با پاسخ و توضیحات جمشید خود را کنار کشیدند و بر آن شدند که پا روی دم این نبرد نگذارند.

و چه قدر گشتند که دو تن را در امریکا یا انگلستان بیابند که بر ضد انجمن حرف بزند. در کنار هزاران تن از هواداران و دوستداران انجمن پادشاهی شاید این گونه افراد مانند «رزیتا» و آن یکی شاید 10 نفر نتوانید پیدا کنید که بیایند و چنین گستاخانه درباره ی انجمن، جمشید و مبارزه ی مردمی به دروغ گویی های آشکار بپردازند. شگفتا که هم این عده ی اندک به راحتی به استودیوی صدای امریکا راه پیدا می کنند و مورد استفاده قرار می گیرند. صدای آمریکا تا همین چند وقت پیش جرات نمی کرد درباره ی انجمن پادشاهی حرف بزند و انگار نه انگار این گروه وجود دارد، حالا آمده اند و این برنامه ی مسخره را درست می کنند. اگر ما وجود نداشتیم، چه شد که یک باره از ما حرف می زنند؟

گله ای که من از آقای احمد باطبی دارم این است که چرا خود را با چنین برنامه هایی آلوده میکنند.

طرفداری از اعدام بردیا

این قورباغه ی مزدور بیگانه که خود را مدافع حقوق بشر می شناسد در خلاصه سخنش چیزی جز موافقت با اعدام بردیا بیان نمیکند، مگر اینها ادعا نمی کنند که طرفدار آزادی اندیشه و مبارزه ی مسالمت آمیز هستند؟ خوب مبارزه ی بردیا هم تماما مسالمت آمیز و صلح آمیز بود. چه مبارزه ای از مبارزه ی بردیا صلح آمیز تر؟ بردیا به عبارتی تنها و تنها کار فرهنگی و اجتماعی می کرد تا کار سیاسی. توجه کنید که در گفتگوی این ها تنها چیزی که به آن ایمان ندارند دمکراسی و آزادی اندیشه است و دارند می گویند افرادی که افکار انجمن پادشاهی را دارند باید نابود شوند. چرا در سخنانشان از حق ابراز نظر بردیا اندک سخنی نمیگویند. آیا حق آزادی بیان دفاع کردندی است به شرط اینکه از و در باره انجمن پادشاهی نباشد؟

سخنگو یا یاوه گو؟

در معرفی خانم «رزیتا» در پایین تصویر نوشته بودند «سخن گوی انجمن پادشاهی»، چیزی که خشم همه هواداران انجمن پادشاهی را در جهان برانگیخته است. باید بگویم انجمن پادشاهی چنین شخصی را به عنوان سخنگوی خود نمیشناسد. اگر با سخنگوی انجمن پادشاهی کار دارید، یکی از آنان شخصی به نام «جمشید» است. جمشید شارمهد، info@tondar.org این هم نشانی پست الکترونیک که بتوانید او را به برنامه یا رسانه ی خود دعوت کنید. خانم «رزیتا» هیچ پست یا سمتی در انجمن پادشاهی ندارد و کارمند و حقوق بگیر دفتر لندن بوده است و خود استاد فولادوند پس از آغاز حرکت ارتباط خود را با دفتر لندن قطع نمود. در ضمن به این موضوع سخنگوی انجمن پادشاهی اشاره کنم که والله بالله ما که سال هاست طرفدار و از سینه چاکان انجمن پادشاهی بوده ایم، چنین کسی را به عنوان سخنگو نمی شناسیم و اگر این فرد سخنگوست، چرا هیچ رسانه ای، وبسایتی هیچ چیزی ندارد؟ اگر این شخص سخنگوست چرا در تمام این مدت در ادامه ی راه استاد فولادوند کاری نکرده است، اگر سخنگو هست چرا سخنی در این مدت درباره ی موضوعات مهم از او نشنیده ایم و در پایان و از همه مهمتر چرا گفته های این سخنگوی قلابی با گفته های استاد فولادوند ضدیت دارد؟

یاوه گویی ها درباره ی جمشید

خانم «رزیتا» که جدیدا عنوان سخنگویی «انجمن پادشاهی» را از صدای آمریکا دریافت کرده، با یک لحن پلیسی آغاز می کند که «شخصی هست در آمریکا، که مجری رادیو تندر و دارنده ی وبسایت تندر هست، هر کس با او ارتباط برقرار می کند گیر می افتد و دستگیر می شود. این شخص 6 ماه پس از نا پدید شدن آقای فولادوند سایت تندر را راه انداخت. و ما این شخص را نمیشناسیم و نمیدانیم چرا این کار را انجام میدهد»

اگر این حرف این خانم درست است ما به شما گواهی میدهیم که همه حرفهای بعدی او نیز درست است. اگر تاریخ تاسیس تارنمای تندر شش ماه پس از حرکت استاد فولادوند به سوی ایران است، ما گواهی میدهیم که بقیه حرفهای این خانم درست است. اگر درست است که فرود فولادوند جمشید را نمیشناخت، ما به شما گواهی میدهیم که بقیه حرفهای این خانم درست است. اگر درست است که خود خانم رزیتا جمشید را نمیشناسد، من به شما گواهی میدهم که همه حرفهای این خانم درست است.

من در مقاله ای که در گذشته نوشتم، بخش هایی از سخنان استاد فولادوند را که در آرشیو تارنمای تندر موجود هست نقل کرده بودم که نشان میداد استاد فولادوند پیش از حرکت از وجود تارنمای تندر آگاه بوده و شخص جمشید را می شناخته است [1] [2] [3]. تارنمای tondar.org در نوامبر 2004 تاسیس شده است و قدمت آن به پنج سال میرسد. یک نگاه به بخش آرشیو این تارنما دروغهای این «سخنگوی» قلابی را آشکار میکند.

انجمن یک تارنمای دیگر به عنوان منبع اینترنتی اصلی داشته به نام انجمن-پ که به دست بانو نیلوفر اداره می شده است که ایشان نیز جزو یاران انجمن پادشاهی و همکار جمشید هست. با ادامه ی کار تارنمای تندر، تارنمای انجمن-پ از کار کنار می رود و تعطیل می شود. علاوه بر آن تارنمای دیگری که با مدیریت «آتش»، که او هم از همکاران جمشید میباشد، به نام انجمن-پادشاهی.دات.ارگ به همچنین با به کار افتادن تارنمای تندر تعطیل میشود. این تغییرات در کمال شفافیت انجام می گیرند و همه ی یاران هم از این ماجرا خبر دارند و به هیچ وجه چنین نیست که کسی بیاید و بدون اطلاع از یاران یک وبسایتی بسازد و کار خود را آغاز کند. این کار با کمک نزدیک ترین یاران انجمن و استاد فولادوند انجام شده است.

در تاریخ 14 و 18 فوریه سال 2007 میلادی جمشید در دو گفتگوی تلفنی از خانم «رزیتا» بازخواست میکند که چرا همیاری های مالی که به انجمن میشود را به حساب خصوصی خود واریز میکند. دست کم این دو گفتگو نشان میدهد که اشان جمشید را به خوبی میشناسد [1] [2].

علاوه بر آن مدیریت تبلیغاتی انجمن پادشاهی در خارج از کشور به عهده یک گروه سه نفره است که از جمشید شارمهد، ایمان عافار و بانو دردانه فولادوند تشکیل شده است. هر سه این افراد هدف حمله های فیزیکی و تبلیغاتی رژیم جمهوری اسلامی قرار دارند. نام این سه نفر نیز به همراه بردیا و سایر اسیران انجمن پادشاهی به عنوان عوامل برانداز رژیم در بیدادگاه کذایی آمده است. حتی اگر از نظر کار ژرنالیستی «صدای آمریکا» مایل به تحقیق بود میبایست دست کم از یکی از این افراد در میز گرد خود دعوت میکرد. صدای آمریکا که شعارش «وظيفه ما تنها خبر رسانی است» میباشد با دعوت از فرد غلط و همصدایی با او آبروی ژرنالیستی خود را در میان مبارزین برده است.

اگر سخنان بردیا را گوش داده باشید می گوید «ما با مطالعه ی فعالیت کردها و بلوچ ها و شواهدی که از آنان به دست آمد دریافتیم که کشورهای غربی به دنبال تجزیه و تضعیف ایران هستند.» و قطع روایت کردن رسانه های بیگانه نیز در همین جهت است. یعنی بردیا تکلیف این ها را از پیش مشخص کرده بود و خیلی دوست دارم در بخش فرهنگی و سیاسی تارنمای تندر به آموزش این مطالب پرداخته شود تا مردم ما بدانند چه دستهای آلوده ای پشت رسانه های بیگانه وجود دارد.

مجری برنامه پرسش از پیش حاضر شده ی خود را می پرسد: «چه راهی برای توقف این اعدام ها هست؟» و مهمان های برنامه می گویند: «هیچ راهی نیست». حال از یک بچه ی دبستانی بپرسید چگونه می توان معلول را از بین برد، به شما خواهد گفت، جلوی علت را بگیرید. اعدام های جمهوری اسلامی با بیانیه های آب تو خیاری شما متوقف نمی شود. راه توقف اعدام ها، واژگونی جمهوری اسلامی است. و ما این کار را خواهیم کرد.

موضوع خنده دارتر این بود که در حضور این به اصطلاح سخنگوی انجمن، مهمان دیگر برنامه به انجمن پادشاهی دهن کجی میکند، و این «رزیتا» که داعیه ی سخنگویی انجمن را دارد خم به ابروی خود نیاورده و هیچ واکنشی نشان نمیدهد. او حتی از بازگو کردن ساده ترین سیاستهای «انجمن پادشاهی» سر باز میزند.

وصیتی که من برای شما دارم

با این که بیلان کار جمشید بسیار نیک بوده من نمی گویم که جمشید و یاران نزدیکش هیچ گاه اشتباه نکردند، بسیار بدبینانه می گویم. من اصلا چنین حرفی نمی زنم. اشتباه، خطا خیلی از وقت ها پیش می آید. ممکن است سلیقه ی من با جمشید جور در نیاید و نظرم را آزادانه می گفتم که در فلان مورد باید حرف می زدیم و در فلان مورد حرف نمی زدیم. ممکن است من یا کس دیگری درباره ی یک موقعیت حساس بگوییم که دارد اشتباه می کند. همان طور که جمشید در بسیاری از مواقع نیرومند عمل کرده گاهی هم شده که کاستی هایی داشته است.

شما حتی می توانید به جمشید، ایمان عافار، دردانه فولادوند و یا هر کس دیگر از یاران ناسزا بگویید در اینجا مهم نیست. اما این که جمشید را در یک برنامه تلویزونی عامل رژیم معرفی بکنید این نه تنها یک دروغ بزرگ است بلکه کمال بی شرمی است و من در برابر آن با تمام قدرت می ایستم چون این دروغ، پایمال کردن خون شهیدان راه آزادی و ضربه زدن به جوانان درون میهن است که برای آزادی میهن تلاش می کنند. علاوه بر آن همگامی با تبلیغات سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی است که مبارزین جوان را از پیوستن به گروههای مبارز باز میدارد.

جمشید می گفت اگر می توانید با آموزش ها کار کنید و از ما نپرسید، خودتان کارها را بکنید و تا آنجایی که امکان دارد با ما تماس نگیرید.
جنبش تندر مانند نام نویسی سفر حج نیست که هر کس بخواهد بیاید بلیت بگیرد. انجمن با توجه به حرکت های درون میهن دست به آموزش جوانان زده و رسانه های «تندر» محل داد و ستد آموزشهای مبارزاتی میباشد. جمشید و یارانش نگفتند که بیایید مانند سفر حج ثبت نام کنید. گفتند که بروید، گروه درست کنید، انجمن درست کنید، صاحب تشکیلات شوید، مسلح شوید و چگونه مسلح شوید. جدای از این که مخاطبان تارنمای تندر از چه گروهی هستند و چه می اندیشند تا زمانی که گروه ها و مبارزین به آزادی میهن می اندیشند، وظیفه ی رسانه ی تندر هم آموزش دادن به این نیروها بوده و هست.

اگر کسی مانند آقای رامین احمدی می آید و مانند وزغ پشت میز این جلسه یا آن جلسه ی حقوق بشری می نشیند و ادعا می کند بزرگترین مبارزه را می کند و در ضمن می ترسد که رژیم به دوستان سلطنت طلب و یا جمهوری خواهش اتهام بزنند، بهتر است در خانه بنشیند و خود را به خطر نیندازد. این به درد مردم ما نمی خورد. این نظریه را که «رژیم جنبش تندر را درست کرده تا با آن صدای گروه های مختلف را خفه کند» از سوی کسانی ابراز میشود که می ترسند حرکت فرزندان ایران در دکان آنها را تخته کند. این افراد با همه ادعای خود در طول همه این سالها یک سانتی متر نتواستند رژیم را عقب برانند. پیش از آن که «انجمن پادشاهی» به صحنه سیاسی ایران وارد شود نیز کاری نمی کردند و بهانه های دیگر می آوردند و بدتر از آن، تبلیغ اصلاح پذیر بودن رژیم را می کردند.

اگر هر کدام شما می ترسید که رژیم فاشیستی و آدم کش جمهوری اسلامی روی شما بر چسب تروریست و قاتل و منافق بزند از همین فردا مبارزه را تعطیل کنید و بگذارید آنهایی حرف بزنند که نقش رهبری دارند و آزادانه حرفشان را می زنند. ما نیامده ایم با دشمن دعوای لفظی داشته باشیم که نگران باشیم رژیم روی ما فلان برچسب را بزند یا نزند. از همان روز نخست حساب همه ی اینها را کرده بودیم. ما آمده ایم این دشمن را از میان برداریم و کاری نداریم که فلان قاضی جلاد یا فلان پاسدار آدمکش چه می گوید. ما آمده ایم قبر جمهوری اسلامی را با «جمهوری»اش و «اسلام»اش بکنیم.

بردیا در یکی از برنامه هایش مطلبی را گفت که من هیچ گاه فراموش نمی کنم. او گفت وقتی قاتل و دزد به خانه ی شما حمله می کند و جان و مال و ناموس شما را مورد تعرض قرار می دهد به گونه ی مسالمت آمیز التماس می کنید که کمتر بکش، یا این که پا می شوید و می جنگید؟ من می ایستم و می جنگم، و راه من، بردیا یا هر کدام از ما با اینها جداست. ما دربرابر کشتار، غارت، شکنجه و تجاوز می ایستیم. و راه ما از این بی ناموس ها جداست که اگر کسی خانواده ی آنها را هم مورد تعرض قرار دهد واکنشی نشان نمیدهند.

من قصد ندارم خودم را با بردیا مقایسه کنم. بردیا شاید صلح طلب ترین و انسان دوست ترین کسی بود که من در این جنبش می شناسم. ولی بدانید اگر روزی، هر بلایی بر سر من آمد، و اگر کشته شدم و پیروزی نبرد آزادسازی را ندیدم بدانید که راه من از این زباله ها جداست، هر چه پیش آمد، شما نگذارید این دروغ گو ها و دلقکهای دربار کاخ سفید بیایند و خون من یا هر کس دیگر از یاران را، پایمال کنند. با گفتن حقیقت مشت محکم به دهان روسپی زادگانی مانند رامین احمدی و روسپیانی مانند “خانم رزیتا” بزنید تا حد خود را بدانند. پاسخ این نادانان را کوبنده بدهید.

پاینده ایران
کوبنده تندر
پرساوش- تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *