سرخط خبرها
سرآغاز / سیاسی / تحلیلی براوضاع کنونی ایران و کارنامه اپوزیسیون

تحلیلی براوضاع کنونی ایران و کارنامه اپوزیسیون

مماشات جوامع بین المللی وسکوت سازمان های مدافع حقوق بشر و قدرت های بزرگ در برابر سرکوب مردم ایران در این روزها که توسط رژیم فاشیستی در درون کشور صورت می پذیرد، نشان از آن دارد که آمريکا و غرب قصد سرنگونى رژيم فاشیستی اسلامی ایران را ندارند و تا کنون هیچ موضع گیری درستی به نفع مردم ایران از سوی قدرت های بزرگ صورت نگرفته است و اگر هم لحن تندی از سوی قدرت های بزرگ صورت پذیرفته است، چیزی جز معلق نگاه داشتن ملت ایران نبوده ونخواهد بود.
بيشک نقض حقوق بشر و جنايات رژيم عليه مردم ایران در این سالها، دغدغه آمريکا نيست. اما مساله بر سر تروريسم رژيم اسلامى و يا خطر دستيابى آن به سلاح هسته اى هم نيست. چرا که تنها بحثی که رژیم ایران در مذاکراتش با قدرت های بزرگ برسر مسئله هسته ای داشته وتا کنون در مزاکرات به توافقی دست نیافته است، به این دلیل بوده است که، مذاکره کنندگان خواستار به رسمیت شمردن رژیم ایران ودادن تضمین امنیتی به این رژیم ضد بشری بوده اند که متقابلأ رژیم از فعالیت های هسته ای اش دست خواهد کشید، ولی مشاهده میشود که این روند به یک بازی موش وگربه شباهت بیشتری دارد تا یک مذاکره سازنده بین طرفین گفتگو. جمهورى اسلامى و هيولاى «بنيادگرايى اسلامى» به دلائل کاملا قابل درک، فعلا کانديد بعدى پست امپراطورى شر و آنتى تز مدنيت غربى است. ثبات سياسى و اجتناب از اصطکاک نظامى در غرب و جهان صنعتى، عليرغم جنگ اوج گيرنده تجارى، و وجود فرجه اى براى رهبرى آمريکا بعنوان ابر قدرت نظامى، چنين دشمن استرتژيکى را ايجاب ميکند. آنچه امروز در دستور غرب است، علم کردن جمهورى اسلامى در اين ظرفيت جديد است و نه سرنگون کردن آن. همان دستهايى که قرار است جمهورى اسلامى را بکوبند، زير بغلش را هم گرفته اند که زمين نخورد. طرح ایجاد سپر موشکی آمریکا در اروپا را هم باید در همین راستا ارزیابی کرد، که مخالفت روسیه با چنین طرحی در واقع مخالفت با یکجانبه گرایی آمریکا در منطقه و رهبری امپراتوری ضد شر از سوی آمریکا تلقی میگردد، شاید وانمود کردن رژیم ضد بشری آخوندی به عنوان محور شرارت در جهان، توجیهی بر اقدامات ضد بشری آمریکا و متحدانش در ماندگاری بیشتر آنها در منطقه وسلطه واستعمار بیش از پیش آنها از کشور های منطقه باشد. فشار غرب، بويژه اگر به عرصه نظامى کشيده شود، اتفاقا بر عمر رژيم ميافزايد. چنين ضربه اى در درجه اول دست رژيم را در مرعوب کردن کارگران، دانشجویان و زحمتکشان ناراضى باز ميکند و آنها را از عرصه دخالت سياسى دور ميسازد. هيات حاکمه حول يک پلاتفرم فوق راست و فالانژيستى منسجم ميشود. اقدام نظامى عليه جمهورى اسلامى در شرايطى که بن بست اقتصادى و فلج سياسى رژيم، دورنماى عمل ثمربخش توده مردم را محتمل تر کرده است، يک مائده آسمانى براى رژيم منحوس اسلامى خواهد بود. حال بعضی از این به اصطلاح روشنفکران در اپوزیسیون در انتظار روز موعودی به سر میبرند، که شاید با مشغول شدن ایران در یک جنگ تمام عیاری که فرزندان دلیراین آب و خاک را به مصیبتی دیگر گرفتار خواهد کرد، دلخوش باشند تا از این آب گل آلود و از این آشفتگی درونی به نفع منافع حزبی و سازمانی خویش بهره جسته و امتیاز خواهی کنند.

باید این به اصطلاح روشنفکران بدانند، که روی کار آمدن احمدی نژاد فاشیست و برقراری یک حکومت پادگانی در این برهه از زمان، چیزی جز به اجرا در آمدن یک پلاتفرم فوق راست که معتقد است:
«تنش نظامی موجب تنش زدایی سیاسی می شود» چیزی جز این به کسی القا نمی کند که، جنگ طلبی از موهبت الهی است وهمین نگرش در بوجود آمدن جنگ هشت ساله در کشور موجب از بین رفتن بهترین فرزندان این مرز و بوم شد و نظام فاشیستسی اسلامی، جانی دوباره یافت.

اگر به دیپلماسی اعراب در قبال ایران نیز نگاهی بیاندازیم، درمی یابیم که اعراب هم با همسویی و همگرایی با متحدان غربی خود بیشتر مایلند و در قبال پیام های سفید ایران به عرب ها، آنها به ارسال سیگنال های سیاه به ایران مبادرت کردند، به طوری که در یک رویه هماهنگ، کویتی ها و سعودی ها در اشاره ای غیر مستقیم نسبت به بروز هر گونه درگیری در منطقه هشدار دادند. کار تا آنجا پیش رفت که مصر و اردن به عنوان محور امان-قاهره که میزان تأثیر گذاری آنها برمعادلات منطقه به مراتب قوی تر و پررنگ تر به نظر میرسد نیز، با پیروی از رویه «هشدار بی مخاطب» از احتمال درگیری ای سخن گفتند که ممکن است میان ایران وآمریکا روی دهد.
به عبارتی دیگر محور کلی خط مشی و دیپلماسی عربی خاورمیانه در موضوع ایران حکایت از آن دارد که عرب ها خطر «ایران هژمون» در منطقه را به مراتب دردسر ساز تر از بلند پروازیهای
اسراییل در منطقه می دانند، چرا که آنها دریافته اند یک ایران هسته ای در مقابل «هیچ عرب هسته ای» در درازمدت تبعات نامطمئنی به بار خواهد آورد. از این روست که ماهیت سیگنال های سیاه غیرمستقیم عرب ها به ایران آشکارمی شود، که به واقع آنها از عمق وجود، نگران و به یک معنا با دشمنی دیرینه ای تاریخی که نسبت به ایرانی و عجم وجود داشته است، مخالف جدی قدرت یابی تروریسم اسلامی در سطح منطقه هستند.

در این خصوص اگر به کارنامه اپوزیسیون خارج از کشور نگاهی اجمالی بیاندازیم، در می یابیم که این به اصطلاح اپوزیسیون ها اعم از راست و مشروطه طلب، مجاهدین و برخی از این چپ‎های وابسطه در همسویی با جامعه جهانی برای رسیدن به یک جنگ تمام عیار، مشترک هستند.

تا آنجا که رجوی – رهبر فاشیست مجاهدین – در پیامی که در سال ۱۳۸۶ به نیروهایش داد، به‎طور مبسوط به این سیاست‎ها اشاره کرده و شکوایه و گلایه‎های خود از بدعهدی نئومحافظه‎کاران و مماشات اروپاییان را با رژیم فاشیستی اسلامی اعلام کرده است و از قدرت های بزرگ، خواهان بوجود آوردن شرایطی است که از این بن بست رهایی یابد.

آقا سید رضا پهلوی و به عبارتی مشروطه خواهان نیز با اتکا به حمله نظامی قدرت های بزرگ، منجمله آمریکا، که دل، خوش کرده بودند نیز، دست به شکوه وگلایه می زند. انیستیتوى هادسن در امریکا، اوایل ماه آوریل امسال آقا سید رضا پهلوى را جهت بحث حول مسائل ایران دعوت كرده بود. سخنرانى رضا پهلوى در آن موسسه به جهاتى قابل تامل اند، نه به دلیل محتوى مباحث ایشان بلكه، به دلیل برملا شدن پاره اى كد و رموزى كه تا كنون عمدا پرده پوشى شده است.
سر تیتر بحث در واقع سر و ته غمهاى این شاهزاده را به شما میگوید، عنوان بحث ایشان «تغییر رژیم ایران یا تغییر رفتار رژیم؟!!» است. ایشان ضمن تعارفات اولیه، شكوائیه هاى خود را علیه تغییر ریل و یا جهت گیریهاى جدید كنگره و پنتاگون و سنا و دوایر دولتى امریکا در قبال اوضاع ایران به طرز آشكار و كمى بدور از ملاحظات دپلماتیك بیان میكند. بطور خلاصه مضمون بحث چنیین است.
«ما همه منتظر بودیم كه سیاست تغییر رژیم در ایران، ملت ایران را از شر جمهورى اسلامى نجات دهد اما اكنون متوجه میشویم كه مسئله براى امریکا نه تغییر رژیم بلكه تغییر رفتار رژیم است… در حالیكه رژیم ایران هم چنان با ترور و تروریسم خود میكوشد اسلام خود را در منطقه گسترش دهد در حالیكه اقلیتهاى قومى و صنفهاى جامعه ایران كماكان زیر فشار و بی حقوقى قرار دارند، سیاستمداران امریکا در پى تغییر رفتار رژیم ایران هستند… سالهاى ٢٠٠٥ و ٢٠٠٦ صحبت از رژیم چنچ(change rejim) آسان بود در آن ایام، سوریه و ایران، عراق را به مركز ترور و جنگ تبدیل كردند و این پیام را به صحنه آوردند كه دمكراسى در خاورمیانه مقدور نیست. طرح بیكر همیلتون این پیام ایران و سوریه را پذیرفت و به این تغییر تن در داد … ریگان خوب میدانست كه تغییر رفتار شوروى ممكن نیست مگر یك انقلاب اما اختلاف جدى بین ایران و شوروى وجود دارد زمانى كه هنوز روسیه زیر سلطه تزار بود، ایران انقلاب خود را انقلاب مشروطه كرده بود … همین موسسه ها زمانى با تلاش كسانى نظیر «هرمان كان» به صلح جهانى كمك فراوان كردند …. ولی تغییر رفتار رژیم باید توسط مردم انجام گیرد، احمدى نژاد تنها در مقابل مردم مجبور میشود كه تغییر رفتار دهد… در ایران سه گروه اجتماعى زنان، جوانان و اقلیتهاى قومى و هم چنیین چهار گروه صنفى و حرفه اى اعم از دانشجویان، وكلاى دادگسترى، روزنامه نگاران و كارگران صنایع در مقابل رژیم ایران قرار گرفته اند … من مخالف حمله نظامى به كشورم هستم اما فكر نمیكنم این رژیم تغییر رفتار بدهد مگر اینكه برداشته شود و عوض شود … »
مساله روشن است: «تغییر رژیم» که برای خیلی ها و از جمله آقا سید رضا پهلوی، اتفاقی بود که ممکن بود بزودی در سایه حمله امریکا به ایران روی بدهد، جای خود را به تغییر «رفتار» رژیم داده است. این طیفهای مختلف اپوزیسیون که به مسائل و تحولات سیاسی از منظر «منفعت» ویژه نیروی خود مینگرند، ناگزیر در تحلیل ریشه های عمیقتر روند تحولات، بویژه پس از بن بست امریکا در عراق، به سطحی نگری در میغلطند.
محتواى گفته هاى رضا پهلوى در یك كلام انتظارات از دست رفته، از بكار گیرى قدرت غرب و در راس آن امریکا در جهت سناریوى دلخواه خود را منعكس میكند. «شاهزاده» با این سخنرانى فاش ساخت كه در دو بعد سیاست خارجى و داخلى حتى از همقطاران خود نیز عقب است.

برخی از این کمونیست های سرنگونى طلب هم در یاس و سردرگمى در حالت «انتظار از انقلاب» و امید به بر امدهاى خود بخودى و تحولات درپایین، در فقدان چشم انداز گذار اوضاع فعلی به یک بحران انقلابی، به دوران روتین كارى و کار آرام و سرگرم شدن با جدالهاى درونى، یا سقوط خواهند كرد یا اثرگذاری کمی در روند انقلاب بوجود خواهند آورد.
اما اگر کارنامه انجمن پادشاهی ایران را به رهبری دکتر فولادوند در این سال ها به نقد در آوریم ، بیشک در خواهیم یافت که، دکتر فولادوند گرامی این اندیشمند بزرگ ایران از همان آغازین روزهای مبارزاتشان در خارج از کشور، موضع درستی نسبت به اقدامات سلطه طلبانه آمریکا و متحدانش در قبال مسائل آشفته منطقه خاورمیانه و سرنگونی رژیم فاشیستی-اسلامی، اتخاذ کرده بودند که تا کنون بدون تغییر در خط مشی سیاسی ومبارزاتی انجمن راستین ایران به کار خویش ادامه داده است و توانسته است، بدون اتکا به قدرت های بزرگ وفقط با اتکا به مردم وملت ستم دیده ایران، جایگاهی بس ژرف در درون کشور برای براندازی این رژیم ننگین اسلامی، بیابد و به عنوان تنها جنبش راستین وبرانداز این حکومت منفور مردم، معرفی گردد.
انجمن پادشاهی ایران همواره معتقد بوده است که ایجاد فضای جنگی و بالا گرفتن خطر جنگ خود بیانگر استیصال و بن بست جمهوری فاشیست اسلامی در برابر بحران سیاسی موجود در ایران است. انجمن پادشاهی ایران به رهبری پدر فرزانه ایران، دکتر فولادوند از همان آغازین روزهای مبارزاتی، برای برون رفت از این بحران که در گیرکردن منطقه و مردم ایران به جنگی دیگر، بوده است، بار ها توصیه میکند که اگر خود ملت ایران چاره ای نیندیشد، دیگران برایش تصمیم خواهند گرفت وتنها راه برون رفت از این بحران را اینگونه بیان میکند، که این رژیم بنیادگرای ۱۴ سده ای اسلامی باید برود و سرنگونی این رژیم فاشیستی اسلامی به قدرت انقلاب کارگران و مردم یک ضرورت در اوضاع سیاسی ایران است و آلترناتیو پادشاهی سوسیالیستی (پارلمانی) تنها چشم انداز واقعی و امید بخش براي رسیدن به آزادي و برابري در ایران امروزاست.

پس بیاییم با پیوستن و حمایت بیشتر از انجمن پادشاهی ایران به رهبری دکتر فولادوند گرامی که تنها جنبش راستینی است که تا کنون راه سعادت ونیکبختی برای ملت ایران راپیموده است در رسیدن به آینده ای بهتر در مسیر آزادی وبرابری از هیچ کوششی دریغ نکنیم و همگام و همراه دکتر فولادوند گرامی برای برقراری آیین ریشه ای در کشور کوشا باشیم.

پاینده ایران
برقرار باد آیین ریشه ای در ایران
سربازایران روزبهان 7428
تهران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *