سرخط خبرها
سرآغاز / سیاسی / پیام نوروزی فرود فولادوند

پیام نوروزی فرود فولادوند

نگه کن باد فروردین، که جان پرداز می آید
تو گویی موکب کورش، سوی شیراز می آید
زمین می رقصد از نوروزُ کوهستان خروشان است
بهار عشوه گر را بین، چو سرو ناز می آید
فلک خندان، ملک شادان ز نوروز شهنشاهان
نگر بر خیل اهریمن، که افسون ساز می آید
هزار و بلبل و کوکو به سیر سنبل و شب بو
که گیتی را دگر سال و دگر آغاز می آید
طنین غرش تاریخ، می پیچد به دشتستان
ز هر خاشاکیُ سنگی، هزاران راز می آید
صدای شیهه ی اسبی، کند گوش فلک را کر
بود شب دیز کیخسرو، که اکنون باز می آید
یلی چالاک و رویین تن، ز هامون اسب می تازد
به عزم تیسفون اکنون، سوی اهواز می آید
قلمزن روی تیغش این چنین بنوشته نامش را
نگر، اسفندیارست این، که اسب انداز می آید
چه فروردین پرشوری، چه نوروز خوش انفاسی
هزاران، صد هزاران گرد هم پرواز می آید
ز دشت زابلستان، زادگاه پیل تن رستم
گل نوروزی نسرین، چو سرو ناز می آید
تهمتن شد به خواب ُ مادیانِ مردِ بازرگان
به صید رخش دشمن کش، کمندانداز می آید
ز کابل کاروانی می برد سوی سمنگان، رخش رستم را
ببین، دزد بهاری را، که بار انداز می آید
صدای رستم است این، کز سمنگان می رسد بر گوش
که سهرابِ من اکنون ، سوی میدان باز می آید
ز سوی دیگر اهریمن، ز خون تازی دشمن
به آیین دَدان پیوسته، بد آواز می آید
که من نوروز نیکو را، بهار نازنین خو را
که اینسان با شکوهُ با جلال و ناز می آید
صلاح دین نمی دانم، بجز دشمن نمی خوانم
که آن ماه عزا و غم، به سوز و ساز می آید
به پاسخ غرش ابری که خود فرزند نوروز است
چو ذوالاکتاف تازی کش، شه جان باز می آید
تو جغدی کز دمت ویران شده کاخ شهنشاهان
برای صید شومی چون تو، صد شهباز می آید
زبان بربند ای تازی، که من نوروز جمشیدم
که مرغ شادیِ گیتی، ز من پرواز می آید
تو ای اهریمن جانی، بلای جان ایرانی
کنون بهر زوالت این، فرود از آسمان، سرباز می آید

[نوروز حماسه ساز](5.7MB)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *