سرخط خبرها
سرآغاز / بازگشایی تازینامه (قرآن) / سوره البقرة ، آیه های ۱۰ به بعد tn-002-010

سوره البقرة ، آیه های ۱۰ به بعد tn-002-010

سلمان(الله)؛میگوید مخالفان ما را فی قلوبهم مرض اینها را توی قلبهایشان که خودش گفتش که منم که مهر میزنم تو قلبهاشون پس این فی قلوبهم مرض یعنی تو قلبهای اینها بیماری هست، خودش زده اولاً. خودش گفت ختم الله علی قلوبهم این خود الله روی قلبهای اینها مهر بدبختی و جهل و بدی رو میزند. آنوقت می گوید فی قلوبهم مرض حالا در این قلبها بیماری هست، فزادهم الله مرضا. زاد یعنی زیاد کردن. در عربی زیاده و زیاد هم به کار برده میشود. فزادهم الله مرضا، یعنی اینها در قلبهاشون مریضی دارند، الله هم این مرضها را زیاد میکند. ولهم عذاب علیم بما کانوا یکذبون و برای اینها شکنجه دردناک است، به خاطر اینکه تکذیب میکردند. شما را به خدا نگاه کنید که یک الله‌ی، یک پزشکی، بیاید بگوید یک مریضی دارم بیماری قلب دارد مثلا، به جای اینکه من بیایم بیماری قلبی اش را مداوا کنم، می‌آیم یک آمپول میزنم که این تا فردا زجه بکشد و توی همان درد و بدبختی بمیرد. اسمش هم می گزارد بسم الله الرحمن الرحیم. فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا اینها قلبشان بیمار است، الله هم بیماری اینها رو اضافه خواهد کرد. پس اضافه کرد خدا بیماری و دردشان را. هیچ در دنیا شنیدید که یک مخلوق نجسی، یک مخلوق احمقی بگوید من دکترم، پزشکم، این مریض است و من مرضش را اضافه میکنم؟ این فقط الله تازی است که این حرف را میزند. باورکنید.
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾
الله یستهزئ بهم الله آنها را مسخره می کند. و یمدهم فی طغيانهم یعمهون و می گذارد اینها در آن طغیان و سرکشی‌شان کور کورانه ادامه پیدا کنند. این الله است؟ این معجزه الله بودن است؟ که یک عده‌ای را در سرکشی کردن نابینا بگذارد که ادامه بدهند، کاری کند که ادامه بدهند؟ یمدهم یعنی می گذارد که ادامه بدهند. خداوند می گوید که اینها را مسخره می کند و یمدهم یعنی کاری می کند اینها امتداد پیدا کنند در طغیان. یعنی طغیان خودشان را ادامه بدهند. الله اینکار را می کند که اینها به طغیان خودشان کورکورانه ادامه بدهند. خیلی جالب است نه؟ این الله است ببینید!! الله یستهزئ بهم خدا اینها را مورد تمسخر قرار میدهد و یمدهم و کاری می کند که امتداد بدهند، ادامه بدهند فی طغینهم در طغیانشان. الله‌ای که بیاید طغیانگران را و خطاکاران را کاری کند که امتداد بدهند به طغیان و طغیان کورکورانه حتی، این الله است؟ یعنی کسی که این حرف ها را زده یک آدم نادان، بی سواد و حتی در سطح پایین درجه بوده یعنی همان فرهنگ آن زمان، فرهنگ چهارده صده پیش، احمقانه، درست است که سلمان هم از یک تمدن بزرگی رفته بوده ولی او پیر خرفت شده بوده است.
اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (۱۵)
تا آنجا آمدیم که در تازینامه دیدیم یک خدایی هست که آمده از اولش می گوید من حاضر نیستم یک عده‌ای را خوب خلق کنم و در ضمن پدرشان هم در می آورم. تا آنجایی که آمد گفت فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا. این گروه را من دلهایشان را با یک مرضی آمیخته می کنم و اینها دلهایشان مرض دارد و این الله مرض ها یشان را زیاد می کند و لهم عذاب الیم بما کانو یکذبون. به خاطر آن تکذیبی که می کنند برایشان شکنجه دردناک هم هست. که در این زمینه در نشست پیشین ما بسیار گفتگو داشتیم. و بعد هم گفتش که اگر بهشان گفته بشود که فساد در زمین نکنند، می گویند که ما اصلاح می کنیم، خوب طبیعیه. آنها می گویند خودت فساد می کنی ما اصلاح می کنیم. یک درگیری بوده بین یک عده اینسو یک عده آنسو، این حرفها اصلا ربطی به آفریننده ندارد به آفریننده چه که یک عده‌ای می گویند شما داری خرابکاری میکنی، آنها می گویند نخیر خودت هستی. چه ربطی دارد؟ سخنی که آفریننده می گوید به راستی شما می توانید در وشوشه‌های زرتشت در گاتاها پیدایش کنید. بعد هم می گوید که اینها مفسدند و بعد هم می گوید که در ظاهر وقتی به طرفداران ما میرسند، می گویند قالوا آمنا. می گویند که ما با شماییم و ایمان آوردیم ولی چون در تنهایی می شوند می گویند ما اینها را مسخره می کنیم. خوب اینها چیزهایی نیست که در حقیقت یکی بخواهد بگوید که خیلی حرف مهمی است و حرف الله است. و بعد می گوید که اینها می گویند مسخره می کنیم و الله هم خودش را آنقدر کوچک میکند که می گوید ما اینها را مسخره می کنیم.

بعد که آنها می گویند اینها مسخره می کنند الله را، الله هم آنها را مسخره می کند، یعنی آنقدر درجه آفریننده را پایین می آورد که عده‌ای اینور دهن کجی می کنند و عده‌ای آنسو دهن کجی میکنند و ادای هم دیگر را در می آورند. این او را مسخره می کند و الله می گوید من آنها را مسخره می کنم و یعد می گوید الله یستهزئ بهم الله آنها را مسخره می کند. و یمدهم فی طغيانهم یعمهون و می گذارد اینها در آن طغیان و سرکشی‌شان کور کورانه ادامه پیدا کنند. این الله است؟ این معجزه الله بودن است؟ که یک عده‌ای را در سرکشی کردن نابینا بگذارد که ادامه بدهند، کاری کند که ادامه بدهند؟ یمدهم یعنی می گذارد که ادامه بدهند. خداوند می گوید که اینها را مسخره می کند و یمدهم یعنی کاری می کند اینها امتداد پیدا کنند در طغیان. یعنی طغیان خودشان را ادامه بدهند. الله اینکار را می کند که اینها به طغیان خودشان کورکورانه ادامه بدهند. خیلی جالب است نه؟ این الله است ببینید!! الله یستهزئ بهم خدا اینها را مورد تمسخر قرار میدهد و یمدهم و کاری می کند که امتداد بدهند، ادامه بدهند فی طغینهم در طغیانشان. الله‌ای که بیاید طغیانگران را و خطاکاران را کاری کند که امتداد بدهند به طغیان و طغیان کورکورانه حتی، این الله است؟ یعنی کسی که این حرف ها را زده یک آدم نادان، بی سواد و حتی در سطح پایین درجه بوده یعنی همان فرهنگ آن زمان، فرهنگ چهارده صده پیش، احمقانه، درست است که سلمان هم از یک تمدن بزرگی رفته بوده ولی او پیر خرفت شده بوده است.

أُولئِکَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَي‏ فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِينَ (۱۶)

اولئک الذین اشتروا الضللة بالهدی. از یکسو می گوید من اینها را در طغیانشان امتداد میدهم، بعد بلافاصله می گوید اینها نور را فروختند و گمراهی را خریدند. فما ربحت تجرتهم تجارتشان سود نمیدهد. وماکانوا مهتدین و هدایت نخواهند شد. خودش می گوید ما اینها را امتداد می دهیم در آن طغیان کورکورانه، امتداد پیدا کنند. بعد می آید و ضرب المثلی میزند.

مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَيُبْصِرُون (۱۷)

مثلهم یعنی نمونه اینها، ضرب المثل اینها کمثل الذی استوقد نارا مانند کسی است که استوقد، خود سلمان را در کتابها در موردش نوشتند که واقد النار بود. پیش از اینکه از ایران خارج شود مسئول نگهداری آتش مقدس زرتشت بود که این آتش پاک خاموش نشود. و سلمان واقد النار بوده این هم می گوید استوقد از واقد می آید و معلوم است، واژه نزدیک است. مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضاءت ما حوله مثل اینها مثل کسی است که یک آتشی را روشن می کند فلما اضاءت ما حوله وقتی که این آتش اطرافش را روشن می کند ذهب الله بنورهم اصلا این الله مانده اینجا که نورهایی را که یک نفر روشن می کند می خواهد ده قدم راه برود خاموشش کند حتی در مثل، الله را یک الله غیر منطقی نشان میدهد. حتی در ضرب المثل هم نتوانستند یک الله مهربانی بگذارند، که بگذارد آن کسی که این آتش را روشن می کند که نور اطرافش باعث این بشود که با آن چند قدم راه برود، میگوید نه ذهب الله بنورهم، این الله نور اینها را میبرد و چه کار می کند؟ وترکهم فی ظلمت لا یبصرون و اینها را در همان تاریکی می گذارد که نبینند. چه میگویید شما؟ من چه بگویم؟ حتی در ضرب المثل الله‌ی را که این آمده گفته، برای اینکه آدم جاهلی بوده، برای اینکه درسته سلمان از اینسو به آنسو و عمر زیادی داشت ولی فیلسوف نبوده، یک آدم شورشی، یک آدم جنایت کار بود، یک آدم ابله بود، آمده بود می خواست یک آدمی را بسازد، حرفهایی میزد که در آنجا برای آن گروه بعضی ها که ابله بودند و خیلی پایین بودند میپذیرفتند و روشن فکرانشان میگفتند آقا این دیوانه شده این مزخرفات چیه؟ که مثلش مانند مثل آن کسی است که آتشی را روشن می کند که چند قدم برود، به محض اینکه روشن میکند الله می آید این نور این آتش را میبرد وترکهم فی ظلمت لا یبصرون و کاری میکند که این در تاریکی نابینا باقی بماند. شما را آن آفریننده راستین نگاه کنید، آنوقت آن را میگویند کلام الله، کلام آفریننده، این درسته ما سر به چنین ننگی بشر این قرن، بشر دانش، حتی بشر پیشین بخواهد سر به چنین گرفتاری بگذارد؟ باور کنید پدران ما این را نپذیرفتند، نمیدانستند البته این چه میگوید. آمدند گفتند این از طرف خداست و تا امروز هم همیهنان ما در درون میهن نمیدانستند، تا امروز هم نمیدانند، ک یک همچنین ضرب المثل احمقانه ای زده میشود که مثل آن آدم هایی که گفت اینجوری آمدند نقش مخالف ایشان را بازی کردند مثلهم کمثل الذی استوقد نارا مثل آنها مانند مثل آن کسی است که آتشی را روشن میکند فلما اضاءت ما حوله پس هنگامی که روشن می کند اطرافش را که برود ذهب الله بنورهم الله یکدفعه می آید که این روشنایی را ببرد وترکهم فی ظلمت لا یبصرون و الله این نور را میبرد، اینها را ترک میکند و رهایشان میکد در تاریکی که نبینند. این الله است؟ این آفریننده است؟ این یک حقه باز است. این یک آدم احمق است که آمده چرندیات میگوید. باور کنید. باور کنید. من یک واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای اینور و آنور نگفتم. مثلهم یعنی ضرب المثل اینها، اینها را اینگونه میشود مثل زد. کمثل الذی مانند مثل آن کسی است که استوقد روشن کرد، خود سلمان واقد النار بوده یعنی نگهبان روشن ماندن آتش. استوقد، واقد فاعلش است. روشن میکند آتشی را نار یعنی آتش، فلما پس هنگامی که اضاءت این آتش روشن شد، ما حوله، آتش اطراف او را روشن میکند تا دو قدم برود، روشنایی میخواهد، بفهمد جلوی پایش را ببیند، ذهب الله بنورهم این الله می آید و روشنایی را از جلوی پایش می برد. ذهب یعنی رفت، برد. وترکهم یعنی رهایشان میکند فی ظلمت لا یبصرون در تاریکی که نبینند. این الله است. خودمانیم. جان بچه‌ات. خواهرم، برادرم، پدربزرگ، مادربزرگ که فکر میکردی این کتاب معجزه است، لا یمسه الا المطهرون است و برو اول دستت را بشور و بعد بیا بزن به کتاب، این کلاه برداری تاریخ بوده. نگذاشتند بچه های کشور ما بفهمند نگذاشتند ملت ما آگاه بشود. وگرنه چگونه ممکن است یک ملتی ۱۴ سده این هجویات را به عنوان سنبل فرهنگی و سنبل الهی بداند.

[flashvideo /tn/002/tn-002-010.flv /]

مشاهده در کانال یوتیوب

دانلود با کیفیت بالاتر

فایل آوایی این برنامه
[1]

دانلود از سرور مدیافایر flv

دانلود از سرور مدیافایر mp3

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *